40 حدیث از امام زمان (عج)
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٠   کلمات کلیدی: « امام زمان علیه السلام » ،احادیث « امام زمان علیه السلام » ،مقالات « امام زمان علیه السلام »


إنَّهُ لَیْسَ بَیْنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَیْنَ أَحَد قَرابَةٌ، وَ مَنْ أنْکَرَنى فَلَیْسَ مِنّى، وَ سَبیلُهُ سَبیلُ ابْنِ نُوح / بین خداوند و هیچ یک از بندگانش، خویشاوندى وجود ندارد - و براى هرکس به اندازه اعمال و نیّات او پاداش داده مى شود - هرکس مرا انکار نماید از (شیعیان و دوستان) ما نیست و سرنوشت او همچون فرزند حضرت نوح (علیه السلام) خواهد بود.


1- قال الإمام المهدی، صاحب العصر و الزّمان (علیه السلام و عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) :
الَّذى یَجِبُ عَلَیْکُمْ وَ لَکُمْ أنْ تَقُولُوا: إنّا قُدْوَةٌ وَ أئِمَّةٌ وَ خُلَفاءُ اللهِ فى أرْضِهِ، وَ اُمَناؤُهُ عَلى خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فى بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَأْویلَ الْکِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.([1])
امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) فرمود: بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود که معتقد باشید بر این که ما اهل بیت رسالت، محور و اساس امور، پیشوایان هدایت و خلیفه خداوند متعال در زمین هستیم.
همچنین ما امین خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه مى باشیم، حلال و حرام را مى شناسیم، تأویل و تفسیر آیات قرآن را عارف و آشنا هستیم.


2- قالَ (علیه السلام) : أنَا خاتَمُ الاْوْصِیاءِ، بى یَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ أهْلى وَ شیعَتى.([2])
فرمود: من آخرین وصیّ پیغمبر خدا هستم به وسیله من بلاها و فتنه ها از آشنایان و شیعیانم دفع و برطرف خواهد شد.
 3- قالَ (علیه السلام) : أمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فیها إلى رُواةِ حَدیثِنا (أحادیثِنا)، فَإنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ وَ أنَا حُجَّةُ اللهِ عَلَیْکُمْ.([3])
فرمود: جهت حلّ مشکلات در حوادث - امور سیاسى، عبادى، اقتصادى، نظامى، فرهنگى، اجتماعى و... - به راویان حدیث و فقهاء مراجعه کنید که آن ها در زمان غیبت خلیفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر آن ها مى باشم.

4- قالَ (علیه السلام) : الحَقُّ مَعَنا، فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَعَنّا، وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعِنا.([4])
فرمود: حقانیّت و واقعیّت با ما اهل بیت رسول الله صلّى الله علیه وآله وسلّم مى باشد و کناره گیرى عدّه اى، از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد، چرا که ما دست پروره هاى نیکوى پروردگار مى باشیم; و دیگر مخلوقین خداوند، دست پرورده هاى ما خواهند بود.

5- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الْجَنَّةَ لا حَمْلَ فیها لِلنِّساءِ وَ لا وِلادَةَ، فَإذَا اشْتَهى مُؤْمِنٌ وَلَداً خَلَقَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِغَیرِ حَمْل وَ لا وِلادَة عَلَى الصُّورَةِ الَّتى یُریدُ کَما خَلَقَ آدَمَ (علیه السلام) عِبْرَةً.([5])
فرمود: همانا بهشت جایگاهى است که در آن آبستن شدن و زایمان براى زنان نخواهد بود، پس هرگاه مؤمنى آرزوى فرزند نماید، خداوند متعال بدون جریان حمل و زایمان، فرزند دلخواهش را به او مى دهد همان طورى که حضرت آدم (علیه السلام) را آفرید.

6- قالَ (علیه السلام) : لا یُنازِعُنا مَوْضِعَهُ إلاّ ظالِمٌ آثِمٌ، وَ لا یَدَّعیهِ إلاّ جاحِدٌ کافِرٌ.([6])
فرمود: کسى با ما، در رابطه با مقام ولایت و امامت مشاجره و منازعه نمى کند مگر آن که ستمگر و معصیت کار باشد، همچنین کسى مدّعى ولایت و خلافت نمى شود مگر کسى که منکر و کافر باشد.

7- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فینا، لا یَقُولُ ذلِکَ سِوانا إلاّ کَذّابٌ مُفْتَر، وَ لا یَدَّعیهِ غَیْرُنا إلاّ ضالٌّ غَوىٌّ.([7])
فرمود: حقیقت - در همه موارد و امور - با ما و در بین ما اهل بیت عصمت و طهارت خواهد بود و چنین سخنى را هر فردى غیر از ما بگوید دروغ گو و مفترى مى باشد; و کسى غیر از ما آن را ادّعا نمى کند مگر آن که گمراه باشد.

8- قالَ (علیه السلام) : أبَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْحَقِّ إلاّ إتْماماً وَ لِلْباطِلِ إلاّ زَهُوقاً.([8])
فرمود: همانا خداوند متعال، إباء و امتناع دارد نسبت به حقّ مگر آن که به إتمام و کمال برسد و باطل، نابود و مضمحل گردد.

9- قالَ (علیه السلام) : إنَّهُ لَمْ یَکُنْ لاِحَد مِنْ آبائى إلاّ وَ قَدْ وَقَعَتْ فى عُنُقِه بَیْعَةٌ لِطاغُوتِ زَمانِهِ، و إنّى أخْرُجُ حینَ أخْرُجُ وَ لا بَیْعَةَ لاِحَد مِنَ الطَّواغیتِ فى عُنُقى.([9])
فرمود: همانا پدران من (ائمّه و اوصیاء علیهم السّلام)، بیعت حاکم و طاغوت زمانشان، بر ذمّه آن ها بود; ولى من در هنگامى ظهور و خروج نمایم که هیچ طاغوتى بر من منّت و بیعتى نخواهد داشت.

10- قالَ (علیه السلام) : أنَا الَّذى أخْرُجُ بِهذَا السَیْفِ فَأمْلاَالاَْرْضَ عَدْلا وَ قِسْطاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.([10])
فرمود: من آن کسى هستم که در آخر زمان با این شمشیر - ذوالفقار - ظهور و خروج مى کنم و زمین را پر از عدل و داد مى نمایم همان گونه که پر از ظلم و جور شده است.

11- قالَ (علیه السلام) : اِتَّقُوا اللهُ وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّوا الاْمْرَ إلَیْنا، فَعَلَیْنا الاْصْدارُ کَما کانَ مِنَّا الاْیراُ، وَ لا تَحاوَلُوا کَشْفَ ما غُطِّیَ عَنْکُمْ.([11])
فرمود: از خدا بترسید و تسلیم ما باشید، و امور خود را به ما واگذار کنید، چون وظیفه ما است که شما را بى نیاز و سیراب نمائیم همان طورى که ورود شما بر چشمه معرفت به وسیله ما مى باشد; و سعى نمائید به دنبال کشف آنچه از شما پنهان شده است نباشید.

12- قالَ (علیه السلام) : أمّا أمْوالُکُمْ فَلا نَقْبَلُها إلاّ لِتُطَهِّرُوا، فَمَنْ شاءَ فَلْیَصِلْ، وَ مَنْ شاءَ فَلْیَقْطَعْ.([12])
فرمود: اموال - خمس و زکوت - شما را جهت تطهیر و تزکیه زندگى و ثروتتان مى پذیریم، پس هر که مایل بود بپردازد، و هر که مایل نبود نپردازد.

13- قالَ (علیه السلام) : إنّا نُحیطُ عِلْماً بِأنْبائِکُمْ، وَ لا یَعْزُبُ عَنّا شَیْىءٌ مِنْ أخْبارِکُمْ.([13])
فرمود: ما بر تمامى احوال و اخبار شما آگاه و آشنائیم و چیزى از شما نزد ما پنهان نیست.

14- قالَ (علیه السلام) : مَنْ کانَتْ لَهُ إلَى اللهِ حاجَةٌ فَلْیَغْتَسِلْ لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ بَعْدَ نِصْفِ اللَّیْلِ وَ یَأْتِ مُصَلاّهُ.([14])
فرمود: هر که خواسته اى و حاجتى از پیشگاه خداوند متعال دارد بعد از نیمه شب جمعه غسل کند و جهت مناجات و راز و نیاز با خداوند، در جایگاه نمازش قرار گیرد.

15- قالَ (علیه السلام) : یَابْنَ الْمَهْزِیارِ! لَوْلاَ اسْتِغْفارُ بَعْضِکُمْ لِبَعْض، لَهَلَکَ مَنْ عَلَیْها، إلاّ خَواصَّ الشّیعَةِ الَّتى تَشْبَهُ أقْوالُهُمْ أفْعالَهُمْ.([15])
فرمود: اگر طلب مغفرت و آمرزش بعضى شماها براى همدیگر نبود، هرکس روى زمین بود هلاک مى گردید، مگر آن شیعیان خاصّى که گفتارشان با کردارشان یکى است.

16- قالَ (علیه السلام) : وَأمّا قَوْلُ مَنْ قالَ: إنَّ الْحُسَیْنَ (علیه السلام) لَمْ یَمُتْ فَکُفْرٌ وَ تَکْذیبٌ وَ ضَلالٌ.([16])
فرمود: و امّا کسانى که معتقد باشند حسین (علیه السلام) زنده است و وفات نکرده، کفر و تکذیب و گمراهى است.

17- قالَ (علیه السلام) : مِنْ فَضْلِهِ، أنَّ الرَّجُلَ یَنْسَى التَّسْبیحَ وَ یُدیرُا السَّبْحَةَ، فَیُکْتَبُ لَهُ التَّسْبیحُ.([17])
فرمود: از فضائل تربت حضرت سیّدالشّهداء (علیه السلام) آن است که چنانچه تسبیح تربت حضرت در دست گرفته شود ثواب تسبیح و ذکر را دارد، گرچه دعائى هم خوانده نشود.

18- قالَ (علیه السلام) : فیمَنْ أفْطَرَ یَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضان مُتَعَمِّداً بِجِماع مُحَرَّم اَوْ طَعام مُحَرَّم عَلَیْهِ: إنَّ عَلَیْهِ ثَلاثُ کَفّارات.([18])
فرمود: کسى که روزه ماه رمضان را عمداً با چیز یا کار حرامى افطار - و باطل - نماید، (غیر از قضاى روزه نیز) هر سه نوع کفّاره (60 روزه، اطعام 60 مسکین، آزادى یک بنده) بر او واجب مى شود.

19- قالَ (علیه السلام) : ألا أُبَشِّرُکَ فِى الْعِطاسِ؟ قُلْتُ: بَلى، فَقالَ: هُوَ أمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَةَ أیّام.([19])
نسیم خادم گوید: در حضور حضرت عطسه کردم، فرمود: مى خواهى تو را بر فوائد عطسه بشارت دهم؟
عرض کردم: بلى.
فرمود: عطسه، انسان را تا سه روز از مرگ نجات مى بخشد.

20- قالَ (علیه السلام) : مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ سَمّانى فى مَحْفِل مِنَ النّاسِ.
(وَ قالَ (علیه السلام) :) مَنْ سَمّانى فى مَجْمَع مِنَ النّاسِ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللهِ.([20])
فرمود: ملعون و مغضوب است کسى که نام اصلى مرا در جائى بیان کند.
و نیز فرمود: هر که نام اصلى مرا در جمع مردم بر زبان آورد، بر او لعنت و غضب خداوند مى باشد.

21- قالَ (علیه السلام): یَعْمَلُ کُلُّ امْرِىء مِنْکُمْ ما یَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَ لْیَتَجَنَّب ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهیَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَاِنَّ امْرَءاً یَبْغَتُهُ فُجْأةٌ حینَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا یُنْجیهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حُوبَة.([21])
فرمود: هر یک از شما باید عملى را انجام دهد که سبب نزدیکى به ما و جذب محبّت ما گردد; و باید دورى کند از کردارى که ما نسبت به آن، ناخوشایند و خشمناک مى باشیم، پس چه بسا شخصى در لحظه اى توبه کند که دیگر به حال او سودى ندارد و نیز او را از عِقاب و عذاب الهى نجات نمى بخشد.

22- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الاْرْضَ تَضِجُّ إلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَوْلِ الاْغْلَفِ أرْبَعینَ صَباحاً.([22])
فرمود: زمین تا چهل روز از ادرار کسى که ختنه نشده است ناله مى کند.

23- قالَ (علیه السلام) : سَجْدَةُ الشُّکْرِ مِنْ ألْزَمِ السُّنَنِ وَ أوْجَبِها.([23])
فرمود: سجده شکر پس از هر نماز از بهترین و ضرورى ترین سنّتها است.

24- قالَ (علیه السلام) : إنّى لاَمانٌ لاِهْلِ الاْرْضِ، کَما أنَّ النُّجُومَ أمانٌ لاِهْلِ السَّماءِ.([24])
فرمود: به درستى که من سبب آسایش و امنیّت براى موجودات زمینى هستم، همان طورى که ستاره ها براى اهل آسمان أمان هستند.

25- قالَ (علیه السلام) : قُلُوبُنا اَوْعِیَةٌ لِمَشیَّةِ اللهِ، فَإذا شاءَ شِئْنا.([25])
فرمود: قلوب ما ظرف هائى است براى مشیّت و اراده الهى، پس هرگاه او بخواهد ما نیز مى خواهیم.

26- قالَ (علیه السلام) : إنَّ اللهَ مَعَنا، فَلا فاقَةَ بِنا إلى غَیْرِهِ، وَالْحَقُّ مَعَنا فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا.([26])
فرمود: خدا با ما است و نیازى به دیگران نداریم; و حقّ با ما است و هر که از ما روى گرداند باکى نداریم.

27- قالَ (علیه السلام) : ما أُرْغَمَ أنْفَ الشَّیْطانِ بِشَیْىء مِثُلِ الصَّلاةِ.([27])
فرمود: هیچ چیزى و عملى همانند نماز، بینى شیطان را به خاک ذلّت نمى مالد و او را ذلیل نمى کند.

28- قالَ (علیه السلام) : لا یَحِلُّ لاِحَد أنْ یَتَصَرَّفَ فى مالِ غَیْرِهِ بِغَیْرِ إذْنِهِ.([28])
فرمود: براى هیچکس جائز نیست که در اموال و چیزهاى دیگران تصرّف نماید مگر با اذن و اجازه صاحب و مالک آن.

29- قالَ (علیه السلام) : فَضْلُ الدُّعاءِ وَ التَّسْبیحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقیبِ النَّوافِلِ کَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ.([29])
فرمود: فضیلت تعقیب دعا و تسبیح بعد از نمازهاى واجب نسبت به بعد از نمازهاى مستحبّى همانند فضیلت نماز واجب بر نماز مستحبّ مى باشد.

30- قالَ (علیه السلام) : أفْضَلُ أوْقاتِها صَدْرُا النَّهارِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ.([30])
فرمود: (براى انجام نماز جعفر طیّار) بهترین و با فضیلت ترین اوقات پیش از ظهر روز جمعه خواهد بود.

31- قالَ (علیه السلام) : مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أخَّرَ الْغَداةَ إلى أنْ تَنْقَضِى النُّجُومُ.([31])
فرمود: ملعون و نفرین شده است آن کسى که نماز صبح را عمداً تأخیر بیندازد تا موقعى که ستارگان ناپدید شوند.

32- قالَ (علیه السلام) : إنَّ اللهَ قَنَعَنا بِعَوائِدِ إحْسانِهِ وَ فَوائِدِ اِمْتِنانِهِ.([32])
فرمود: همانا خداوند متعال، ما اهل بیت را به وسیله احسان و نعمت هایش قانع و خودکفا گردانده است.

33- قالَ (علیه السلام) : إنَّهُ لَیْسَ بَیْنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَیْنَ أَحَد قَرابَةٌ، وَ مَنْ أنْکَرَنى فَلَیْسَ مِنّى، وَ سَبیلُهُ سَبیلُ ابْنِ نُوح.([33])
فرمود: بین خداوند و هیچ یک از بندگانش، خویشاوندى وجود ندارد - و براى هرکس به اندازه اعمال و نیّات او پاداش داده مى شود - هرکس مرا انکار نماید از (شیعیان و دوستان) ما نیست و سرنوشت او همچون فرزند حضرت نوح (علیه السلام) خواهد بود.

34- قالَ (علیه السلام) : أما تَعْلَمُونَ أنَّ الاْرْضَ لا تَخْلُو مِنْ حُجَّة إمّا ظاهِراً وَ إمّا مَغْمُوراً.([34])
فرمود: آگاه و متوجه باشید که در هیچ حالتى، زمین خالى از حجّت خداوند نخواهد بود، یا به طور ظاهر و آشکار; و یا به طور مخفى و پنهان.

35- قالَ (علیه السلام) : إذا أذِنَ اللهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ، وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْکُمْ.([35])
فرمود: چنانچه خداوند متعال اجازه سخن و بیان حقایق را به ما بدهد، حقانیّت آشکار مى گردد و باطل نابود مى شود و خفقان و مشکلات برطرف خواهد شد.

36- قالَ (علیه السلام) : وَ أمّا وَجْهُ الاْنْتِفاعِ بى فى غَیْبَتى فَکَالاْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إذا غَیَّبَها عَنِ الاْبْصارِ السَّحابُ.([36])
فرمود: چگونگى بهره گیرى و استفاده از من در دوران غیبت همانند انتفاع از خورشید است در آن موقعى که به وسیله ابرها از چشم افراد ناپدید شود.

37- قالَ (علیه السلام) : وَاجْعَلُوا قَصْدَکُمْ إلَیْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ، فَقَدْ نَصَحْتُ لَکُمْ، وَ اللّهُ شاهِدٌ عَلَیَّ وَ عَلَیْکُمْ.([37])
فرمود: هدف و قصد خویش را نسبت به محبّت و دوستى ما - اهل بیت عصمت و طهارت - بر مبناى عمل به سنّت و اجراء احکام الهى قرار دهید، پس همانا که موعظ ها و سفارشات لازم را نموده ام; و خداوند متعال نسبت به همه ما و شما گواه مى باشد.

38- قالَ (علیه السلام) : أمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإنَّهُ إلَى اللهِ، وَ کَذَبَ الْوَقّاتُونَ.([38])
فرمود: زمان ظهور مربوط به اراده خداوند متعال مى باشد و هرکس زمان آن را معیّن و معرّفى کند دروغ گفته است.

39- قالَ (علیه السلام) : أکْثِرُواالدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ، فَإنَّ ذلِکَ فَرَجَکُمْ.([39])
فرمود: براى تعجیل ظهور من - در هر موقعیّت مناسبى - بسیار دعا کنید که در آن فرج و حلّ مشکلات شما خواهد بود.

40- دَفَعَ إلَیَّ دَفْتَراً فیهِ دُعاءُالْفَرَجِ وَ صَلاةٌ عَلَیْهِ، فَقالَ علیه السلام : فَبِهذا فَادْعُ.([40])
یکى از مؤمنین به نام أبومحمّد، حسن بن وجناء گوید: زیر ناودان طلا در حرم خانه خدا بودم که حضرت ولىّ عصر امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف را دیدم، دفترى را به من عنایت نمود که در آن دعاى فرج و صلوات بر آن حضرت بود. سپس فرمود: به وسیله این نوشته ها بخوان و براى ظهور و فرج من دعا کن و بر من درود و تحیّت بفرست.

پی نوشت ها :
[1]- تفسیر عیّاشى: ج 1، ص 16، بحارالأنوار: ج 89، ص 96، ح 58.
[2] - دعوات راوندى: ص 207، ح 563.
[3] - بحارالأنوار: ح 2، ص 90، ح 13، و53، ص 181، س 3، وج 75، ص 380، ح 1.
[4]- بحارالأنوار: ج 53، ص 178، ضمن ح 9.
[5]- بحارالأنوار: ج 53، ص 163، س 16، ضمن ح 4.
[6]- بحارالأنوار: ج 53، ص 179، ضمن ح 9.
[7]- بحارالأنوار: ج 53، ص 191، ضمن ح 19.
[8]- بحارالأنوار: ج 53، ص 193، ضمن ح 21.
[9]- الدّرّة الباهرة: ص 47، س 17، بحارالأنوار: ج 56، ص 181، س 18.
[10]- بحارالانوار: ج 53، ص 179، س 14، و ج 55، ص 41.
[11]- إکمال الدّین: ج 2، ص 510، بحارالأنوار: ج 53، ص 191.
[12]- إکمال الدّین: ج 2، ص 484، بحارالأنوار: ج 53، ص 180.
[13]- احتجاج: ج 2، ص 497، بحارالأنوار: ج 53، ص 175.
[14] - مستدرک الوسائل: ج 2، ص 517، ح 2606.
[15]- مستدرک ج 5، ص 247، ح 5795.
[16]- غیبة طوسى: ص 177، وسائل الشّیعة: ج 28، ص 351، ح 39.
[17]- بحارالأنوار: ج 53، ص 165، س 8، ضمن ح 4.
[18]- من لایحضره الفقیه: ج 2، ص 74، ح 317، وسائل الشّیعة: ج 10، ص 55، ح 12816.
[19]- إکمال الدّین: ص 430، ح 5، وسائل الشّیعة: ج 12، ص 89، ح 15717.
[20]- وسائل الشّیعة: ج 16، ص 242، ح 12، بحارالأنوار: ج 53، ص 184، ح 13 و 14.
[21]- بحارالأنوار: ج 53، ص 176، س 5، ضمن ح 7، به نقل از احتجاج.
[22]- وسائل الشّیعة: ج 21، ص 442، ح 27534.
[23]- وسائل الشّیعة: ج 6، ص 490، ح 3، بحارالأنوار: ج 53، ص 161، ضمن ح 3.
[24]- الدّرّة الباهرة: ص 48، س 3.
[25]- بحارالأنوار: ج 52، ص 51، س 4، به نقل از غیبة نعمانى.
[26]- بحارالأنوار: ج 53، ص 191، إکمال الدّین: ج 2، ص 511.
[27]- بحارالأنوار: ج 53، ص 182، ضمن ح 11.
[28]- بحارالأنوار: ج 53، ص 183، ضمن ح 11.
[29]- بحارالأنوار: ج 53، ص 161، ضمن ح 3.
[30]- بحارالأنوار: ج 56، ص 168، ضمن ح 4.
[31]- بحارالأنوار: ج 55، ص 16ؤ ضمن ح 13، و ص 86، ص 60، ح 20.
[32]- بحارالأنوار: ج 52، ص 38، ضمن ح 28.
[33]- بحارالأنوار: ج 50، ص 227، ح 1، به نقل از احتجاج.
[34]- بحارالأنوار: ج 53، ص 191، س 5، ضمن ح 19.
[35] - بحارالأنوار: ج 53، ص 196، س 12، ضمن ح 21.
[36]- بحارالأنوار: ج 53، ص 181، س 21، ضمن ح 10.
[37]- بحارالأنوار: ج 53، ص 179، س 16، ضمن ح 9.
[38]- بحارالأنوار: ج 53، ص 181، س 1، ضمن ح 10.
[39]- بحارالأنوار: ج 53، ص 181، س 23، ضمن ح 10.
[40]- إکمال الدّین شیخ صدوق: ص 443، ح 17، بحارالأنوار: ج 52، ص 31، ضمن ح 27

 
نـمـاز امـام زمـان ـ علیه السلام
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٥   کلمات کلیدی: « امام زمان علیه السلام &#18 ،دعا و زیارت امام زمان علیه السلام

 ـ

 

نماز مسجد جمکران چهار رکعت می باشد
دو رکعت اول:
به نیت نماز تحت مسجد است، در هر رکعت آن یک حمد و هفت بار (قل هوالله احد) خوانده می شود و در حالت رکوع و سجود هم هفت مرتبه ذکر را تکرار کنند .

 
دو رکعت دوم:
به نیت نماز امام زمان علیه السلام خوانده می شود، بدین صورت که سوره حمد را شروع کرده و آیه (ایاک نعبد و ایاک نستعین) صد مرتبه تکرار می شود و بعد از آن، بقیه سوره حمد خوانده می شود، و سپس سوره (قل هو الله احد) را فقط یک بار خوانده و به رکوع رفته و ذکر (سبحان ربى العظیم و بحمده) هفت مرتبه، پشت سر هم تکرار می شود .
و سپس به سجود رفته و ذکر (سبحان ربى الاعلى و بحمده) نیز هفت مرتبه، پشت سر هم تکرار می شود .

 
رکعت دوم را نیز به همین ترتیب خوانده، چون نماز به پایان برسد و سلام داده شود، یک بار گفته می شود (لا اله الا الله) و به دنبال آن تسبیحات حضرت زهرا علیها السلام خوانده شود وبعد از آن به سجده رفته و صد بار بگویند: (اللهم صل على محمد و آل محمد) .
امام زمان علیه السلام فرمودند: هر که این دو رکعت نماز را در این مکان (مسجد مقدس جمکران) بخواند مانند آن است که دو رکعت نماز در کعبه خوانده باشد .

 


 
حضرت مهدى (عج) در احادیث قدسى
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۱   کلمات کلیدی: مقالات « امام زمان علیه السلام & ،« امام زمان علیه السلام &#18 ،احادیث « امام زمان علیه السلام &

1 ـ خداوند فرمود : " اى پیامبر ! بوسیله تو و پیشوایان از نسل تو بر بندگان خویش رحمت می آورم ، و به وسیله قائم از بین شما ، زمین خود را با تسبیح و تقدیس و تهلیل و تکبیر و بزرگداشت مقام الوهیت ، آباد می سازم .

و به وجود او زمین را از دشمنانم پاک می کنم و آن را میراث اولیاى خویش قرار می دهم ، و به وسیله او کلمه توحید را تعالى بخشیده ، کلمه کافران را به سقوط می کشانم ، و به دست او و با علم خود سرزمین ها و دل بندگانم را حیاتى تازه می بخشم و گنج ها و ذخیره هاى پنهان را به مشیت خود برایش آشکار می سازم .

و با اراده خود او را بر نهانی ها و مکنونات قلبى دیگران آگاه می گردانم و با فرشتگان خود او را یارى می رسانم تا در اجراى فرمان من و تبلیغ دین من مددکار او باشند . او به حقیقت ولىّ من است و به راستى هدایتگر بندگان من می باشد . "

2 ـ امام باقر ( علیه السلام ) در وجه نامگذارى حضرت " مهدى (عج) " به " قائم آل محمد ( صلى الله علیه و آله و سلم ) " حدیثى قدسى روایت فرمود : " زمانى که جدم حسین که صلوات خدا بر او باد به شهادت رسید ، فرشتگان با گریه و زارى به درگاه خداوند عزوجلّ نالیدند و گفتند : پروردگارا ! آیا از آنان که برگزیده و فرزند برگزیده تو را ، و امام انتخاب شده از بین خلق را کشتند ، در می گذرى ؟! "

خداوند به آنان وحى فرمود که : " فرشتگان من آرام گیرید . سوگند به عزّت و جلالم که از آنان انتقام می گیرم اگر چه بعد از گذشت زمانى طولانى باشد  " سپس فرزندان از نسل حسین ( علیه السلام ) را که پس از او به امامت می رسند به ملائکه نشان داد و آنان شاد شدند .

در بین این پیشوایان ، یک نفرشان به نماز ایستاده بود " فإذا احدهم قائم یصلّى فقال اللّه عزّوجلّ : بذلک القائم أنتقم منهم . " خداوند عزّوجلّ فرمود : به وسیله آن " قائم " از دشمنان و قاتلان حسین ( علیه السلام ) انتقام می گیرم . "

حدیث انتظار فرج 

متن روایت:

هذه صحیفة مخاصم ، یسأل عن الدین الذی یقبل فیه العمل ، فقال : رحمک الله هذا الذی أرید ، فقال أبو جعفر علیه السلام : شهادة أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له ، وأن محمدا صلى الله علیه وآله عبده ورسوله ، وتقر بما جاء من عند الله ، والولایة لنا أهل البیت ، والبراءة من عدونا ، والتسلیم لامرنا ، والورع والتواضع ، وانتظار قائمنا ، فإن لنا دولة إذا شاء جاء بها

اسماعیل جعفى مى گوید : شخصى نزد امام باقر علیه السلام آمد و نامه اى به همراه داشت ، حضرت به او فرمود : این نامه مخاصم و مخالف ماست که سئوال می کند در چه دینى عمل قبول خواهد شد ؟ آنشخص ( آورنده نامه ) عرض کرد : آرى ، همین را می خواهم امام باقر علیه السلام به او فرمود : شهادت به اینکه جز ، خدا ، معبودى نیست و شریک ندارد و شهادت به اینکه ، محمد صلى الله علیه و آله بنده و رسول اوست و اقرار به آنچه که از جانب خدا آمده و ولایت ما اهل بیت و بیزارى از دشمنان ما و رعایت ورع و تواضع و انتظار قیام قائم ما . همانا ما دولتى خواهیم داشت زمانى که خدا بخواهد آنرا بپا خواهد ساخت .


 
نیمه شعبان
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٠   کلمات کلیدی: « امام زمان علیه السلام &#18 ،دعا و زیارت امام زمان علیه السلام

نیمه شعبان

 

 

خواندن این دعاء که شیخ و سید نقل کرده اند و به منزله زیارت امام زمان صلوات اللّه علیه است : اَللّهُمَّ بِحَقِّ لَیْلَتِنا وَ مَوْلُودِها وَ حُجَّتِکَ وَ مَوْعُودِهَا الَّتى قَرَنْتَ اِلى فَضْلِها فَضْلا فَتَمَّتْ کَلِمَتُکَ صِدْقاً وَ عَدْلا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِکَ وَ لا مُعَقِّبَ لاِیاتِکَ نُورُکَ الْمُتَاَلِّقُ وَ ضِیآؤُکَ الْمَشْرِقُ وَ الْعَلَمُ النُّورُ فى طَخْیآءِ الدَّیْجُورِ الْغآئِبُ الْمَسْتُورُ جَلَّ مَوْلِدُهُ وَ کَرُمَ مَحْتِدُهُ وَ الْمَلائِکَهُ شُهَّدُهُ وَ اللّهُ ناصِرُهُ وَ مُؤَیِّدُهُ اِذا انَ میعادُهُ وَ الْمَلائِکَهُ اَمْدادُهُ سَیْفُ اللّهِ الَّذى لا یَنْبُووَ نُورُهُ الَّذى لا یَخْبُووَ ذُو الْحِلْمِ الَّذى لا یَصْبُو مَدارُ الذَّهْرِ وَ نَوامیسُ الْعَصْرِ وَ وُلاهُ الاَْمْرِ وَ الْمُنَزَّلُ عَلَیْهِمْ ما یَتَنَزَّلُ (یَنْزِلُ) فى لَیْلَهِ الْقَدْرِ وَ اَصْحابُ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ تَراجِمَهُ وَحْیِهِ وَ وُلاهُ اَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى خاتِمِهِمْ وَ قآئِمِهِمُ الْمَسْتُورِ عَنْ عَوالِمِهِمْ اَللّهُمَّ وَ اَدْرِکْ بِنا اَیّامَهُ وَ ظُهُورَهُ وَ قِیامَهُ وَ اجْعَلْنا مِنْ اَنْصارِهِ وَ اقْرِنْ ثارَنا بِثارِهِ وَ اکْتُبْنا فى اَعْوانِهِ وَ خُلَصآئِهِ وَ اَحْیِنا فى دَوْلَتِهِ ناعِمینَ وَ بِصُحْبَتِهِ غانِمینَ وَ بِحَقِّهِ قآئِمینَ وَ مِنَ السُّوءِ سالِمینَ یآ اَرْحَمَ الرّاحِمینَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَواتُهُ عَلى (صَلَّى اللّهُ عَلى) سَیِّدِنا مُحَمَّد خاتَمِ النَّبِیّینَ وَ الْمُرْسَلینَ وَ عَلى اَهْلِ بَیْتِهِ الصّادِقینَ وَ عِتْرَتِهِ النّاطِقینَ وَ الْعَنْ جَمیعِ الظّالِمینَ وَ احْکُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ یا اَحْکَمَ الْحاکِمینَ .

 
روز نیمه شعبان : عید مولود شریف امام دوازدهم ، مولانا و امامنا المهدى حضرت حجّه بن الحسن صاحب الزمان صلوات اللّه علیه و على آبائه است ، وَ یُسْتَحَبُّ زِیارَتُهُ عَلَیْهِ السَّلامُ فى کُلِّ زَمان وَ مَکان وَ الدُّعآءُ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ عِنْدَ زِیارَتِهِ وَ تَتَاَکَّدُ زِیارَتُهُ فِى السِّرْدابِ بِسُرَّ مَنْ رَاى وَ هُوَ الْمُتَیَقَّنُ ظُهُورُهُ وَ تَمَلُّکُهُ وَ اَنَّهُ یَمْلاَُ الاَْرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلا کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً .

 


 
روز جمعه
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٥   کلمات کلیدی: « امام زمان علیه السلام &#18 ،دعا و زیارت امام زمان علیه السلام

روز جمعه

روز حضرت صاحب الزّمان علیه السلام و بنام آن جناب است و همان روزى است که در آن روز ظهور خواهد فرمود بگو در زیارت آن حضرت:

 
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّهَ اللّهِ فى اَرْضِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَیْنَ اللّهِ فى خَلْقِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا نُورَ اللّهِ الَّذى یَهْتَدى بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَ یُفَرَّجُ بِهِ عَنْ الْمُؤْمِنینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخآئِفُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْوَلِىُّ النّاصِحُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا سَفینَهَ النَّجاهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَیْنَ الْحَیوهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ صَلَّى اللّهُ عَلَیْکَ وَ عَلى الِ بَیْتِکَ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ عَجَّلَ اللّهُ لَکَ ما وَعَدَکَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الاَْمْرِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَولاىَ اَنَا مَولاکَ عارِفٌ بِاُولاکَ وَ اُخْراکَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللّهِ تَعالى بِکَ وَ بِالِ بَیْتِکَ وَ اَنْتَظِرُ ظُهُورَکَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلى یَدَیْکَ وَ اَسْئَلُ اللّهَ اَنْ یُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد وَ اَنْ یَجْعَلَنى مِنْ الْمُنْتَظِرینَ لَکَ وَ التّابِعینَ وَ النّاصِرینَ لَکَ عَلى اَعْدآئِکَ وَ الْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْکَ فى جُمْلَهِ اَولِیآئِکَ یا مَولاىَ یا صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْکَ وَ عَلى الِ بَیْتِکَ هذا یُومُ الْجُمُعَهِ وَ هُوَ یَومُکَ الْمُتُوَقَّعُ فیهِ ظُهُورُکَ وَ الْفَرَجُ فیهِ لِلْمُؤمِنینَ عَلى یَدَیْکَ وَ قَتْلُ الْکافِرینَ بِسَیْفِکَ وَ اَنَا یا مَولاىَ فیهِ ضَیْفُکَ وَ جارُکَ وَ اَنْتَ یا مَولاىَ کَریمٌ مِنْ اَولادِ الْکِرامِ وَ مَأمُورٌ بِالضِّیافَهِ وَ الاِْجارَهِ فَاَضِفْنى وَ اَجِرْنى صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْکَ وَ عَلى اَهْلِ بَیْتِکَ الطّاهِرینَ.

 
سید بن طاوس گفته که من بعد از این زیارت متمثّل مى شوم به این شعر و اشاره مى کنم به آن حضرت و مى گویم:

 
نَزیلُکَ حَیْثُ مَا اتَّجَهَتْ رِکابى وَ ضَیْفُکَ حَیْث ُ کُنْتُ مِنَ الْبِلادِ
یعنى من بر تو نازل مى شوم هر کجا که راحله ام روى آورد و مرا وادار نماید و مهمان تو هستم در هر کجا که باشم از شهرها.

 


 
احادیثی درباره امام زمان (عج) :
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱   کلمات کلیدی: « امام زمان علیه السلام » ،احادیث « امام زمان علیه السلام »

امام زین العابدین ( علیه السلام ) :

" من ثبت على ولایتنا فى غیبة قائمنا ، اعطاه الله أجر الف شهید مثل شهداء بدر و احد " ( کشف الغمه ، ج 3 ، ص 312 )

هر که در دوران غیبت قائم ما ، بر ولایت ما ثابت قدم باشد ، خداوند پاداش هزار شهید مانند شهداى بدر و احد را به او عطا مى فرماید .

 

 

 

امام صادق ( علیه السلام ) :

" المنتظر للثانى عشر کالشاهر سیفه بین یدى رسول الله صلى الله علیه و آله یذب عنه " ( غیبت نعمانى ، ص 41 )

کسى که منتظر امام دوازدهم است مانند کسى است که در کنار رسول خدا ( صلى الله علیه و آله و سلم ) و براى دفاع از آن حضرت شمشیر مى زند .

امام موسى کاظم ( علیه السلام ) :

" طوبى لشیعتنا المتمسکین بحبّنا فى غیبة قائمنا ، الثابتین على موالاتنا و البراءة من اعدائنا ، اولئک منّا و نحن منهم ، و قد رضوا بنا ائمة و رضینا بهم شیعة ، طوبى لهم ثم طوبى لهم ، هم و الله معنا فى درجتنا یوم القیامة " ( الزام الناصب ، ص 68 )

خوشا به حال شیعیان ما که در غیبت قائم ما بر محبت و ولایت ما و بیزارى از دشمنان ما پایدار ماندند ، آنها از ما و ما از آنهائیم . و همانا آنان امامت ما را پذیرفتند ، ما هم آنها را به عنوان شیعیان خود پذیرفتیم . خوشا به حال آنها و باز هم  خوشا به حال آنها ، آنها به خدا قسم در درجه ما و در کنار ما در روز قیامت اند .

امام رضا ( علیه السلام ) :

" ما أحسن الصبر و انتظار الفرج " ( منتخب الاثر ، ص 496 )

چه بهتر است صبر کردن و انتظار فرج کشیدن.

امام جواد ( علیه السلام ) :

" افضل اعمال شیعتنا انتظار الفرج " ( غیبت نعمانى ، ص 180 )

برترین اعمال شیعیانمان ، انتظار فرج است .

امام هادى ( علیه السلام ) :

" لولا من یبقى بعد غیبة قائمکم من العلماء الداعین الیه ، و الدّالین علیه ، و الذّابین عن دینه بحُجج الله ، و المنقذین للضعفاء من عبادالله من شباک ابلیس و مردته ، لما بقى احد الا ارتد عن دین الله . ولکنهم یمسکون ازمة قلوب ضعفاء الشیعة کما یمسک صاحب السفینة سکانها ، اولئک هم الافضلون عندالله عزوجل " ( بحارالانوار ، ج 51 ، ص 156 )

اگر نه این بود که پس از غیبت قائم آل محمد ، برخى از علما وجود دارند که به سوى او دعوت مى کنند و مردم را به حضرتش سوق مى دهند و از دینش با استدلال هاى الهى حمایت مى کنند و ضعیفان از بندگان خدا را از افتادن در دام ابلیس و یارانش ، رهایى مى بخشند ، پس به تحقیق هیچ کس نمى ماند جز اینکه از دین خدا بر مى گشت . ولى آن عالمان زمان قلوب ضعفاى شیعه را مى گیرند همانگونه که ناخداى کشتى ، سکّان و فرمان کشتى را مى گیرد و پس آنها نزد خداى عزوجل از همه برترند .


 
حدیث فضیلت انتظار
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۳٠   کلمات کلیدی: مقالات « امام زمان علیه السلام » ،« امام زمان علیه السلام » ،دعا و زیارت امام زمان علیه السلام ،احادیث « امام زمان علیه السلام »

 

 

 

 

یا کابلی إن أولی الامر الذین جعلهم الله عزوجل أئمة الناس وأوجب علیهم طاعتهم : أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام ، ثم الحسن عمی ، ثم الحسین أبی ، ثم انتهى الامر إلینا . ثم سکت . فقلت له : یا سیدی روی لنا عن أمیر المؤمنین علیه السلام أن الأرض لا تخلو من حجة لله تعالى على عباده ، فمن الحجة والامام بعدک ؟ قال : ابنی محمد واسمه فی صحف الأولین باقر ، یبقر العلم بقرا ، هو الحجة والإمام بعدی ، ومن بعد محمد ابنه جعفر واسمه عند أهل السماء الصادق ، قلت : یا سیدی فکیف صار اسمه الصادق وکلکم صادقون ، قال : حدثنی أبی ، عن أبیه عن رسول الله صلى الله علیه وآله قال : إذا ولد ابنی جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب فسموه الصادق ، فإن الخامس من ولده الذی اسمه جعفر یدعی الإمامة اجتراء على الله وکذبا علیه فهو عند الله ( جعفر الکذاب ) المفتری على الله تعالى ، والمدعی لما لیس له بأهل ، المخالف لأبیه والحاسد لأخیه ، وذلک الذی یروم کشف ستر الله عز وجل عند غیبة ولی الله ، ثم بکى علی بن الحسین علیه السلام بکاء شدیدا ، ثم قال : کأنی بجعفر الکذاب وقد حمل طاغیة زمانه على تفتیش أمر ولی الله ، والمغیب فی حفظ الله والتوکیل بحرم أبیه جهلا منه برتبته ، وحرصا منه على قتله إن ظفر به ، ( و ) طمعا فی میراث أخیه حتى یأخذه بغیر حق . فقال أبو خالد فقلت : یا ابن رسول الله وإن ذلک لکائن ، فقال : إی وربی إن ذلک مکتوب عندنا فی الصحیفة التی فیها ذکر المحن التی تجری علینا بعد رسول الله صلى الله علیه وآله ، فقال أبو خالد فقلت : یا ابن رسول الله ثم یکون ماذا ؟ قال : ثم تمتد الغیبة بولی الله الثانی عشر من أوصیاء رسول الله صلى الله علیه وآله والأئمة بعده یا أبا خالد إن أهل زمان غیبته القائلین بإمامته والمنتظرین لظهوره أفضل من أهل کل زمان ، فإن الله تبارک وتعالى أعطاهم من العقول والأفهام والمعرفة ما صارت به الغیبة عندهم بمنزلة المشاهدة ، وجعلهم فی ذلک الزمان بمنزلة المجاهدین بین یدی رسول الله صلى الله علیه وآله بالسیف ، أولئک المخلصون حقا وشیعتنا صدقا ، والدعاة إلى دین الله عز وجل سرا وجهرا . وقال علیه السلام : انتظار الفرج من أعظم الفرج

 

 

ابراهیم بن زیاد ، از ابوحمزهء ثمالى ، از ابوخالد کابلى نقل کرده که گفت : امام زین العابدین علیه السلام فرمود : اى کابلى ، أولی الأمر که خداوند آنان را امامان و پیشوایان مردم قرار داده و اطاعت ایشان را واجب ساخته است ، و آنان عبارتند از : امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام سپس عمویم امام حسن و پس از او پدرم امام حسین تا آنکه کار امامت به من رسید ، سپس حضرت ساکت شد . عرض کردم : اى سرور من از امیر المؤمنین علیه السلام روایت شده که فرمود : زمین از حجت خدا بر بندگان خالى نخواهد ماند ، پس امام وحجت بعد از شما چه کسى خواهد بود ؟ فرمود : پسرم محمد که نام او در کتب الهى ( صحف الاولین ) باقر بوده که علوم را مىشکافد و او حجت و امام بعد از من مىباشد وپس از او پسرش جعفر است که در نزد اهل آسمان صادق نامیده مىشود . عرض کردم : اى سرور من چگونه فقط نام او صادق است در حالیکه شما همه صادق مىباشید ؟ فرمود که پدرم از پدرش از رسول الله صلى الله علیه و آله روایت کرده که فرمود : زمانیکه پسرم جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن أبی طالب به دنیا آمد او را ، صادق بنامید . و پنجمین فرزند او ( امام صادق علیه السلام ) که نامش جعفر است به دروغ ادعاى امامت مىکند واو نزد خداوند ، جعفر کذاب ، مىباشد که به خداوند افترا بسته و چیزى را که اهل آن نیست بعنوان مخالفت با پدرش وحسادت با برادرش ادعا مىنماید و او همان کسى است که آرزو مىکند هنگام غیبت امام زمان از اسرار الهى خبردار گردد . آنگاه على بن الحسین ( ع ) بشدت گریست و فرمود : گویا مىبینم که جعفر کذاب حاکم ستمگر را براى تفتیش و جستجوى حضرت مهدى و امر ولى الله ( ع ) که در پناه و حفظ الهى غایب شده بود راهنمائى کرد و از خلیفه مىخواست که وکیل پدرش امام هادى علیه السلام شده و امور آن حضرت به او واگذار گردد ، در حالیکه نمىداند پست تر از آن است که چنین لیاقتى داشته باشد ، وهمچنین قصد داشته که چنانچه به حضرت مهدى علیه السلام دست یابد او را کشته ومیراث برادرش را بنا حق غصب نماید . راوى ( ابو خالد کابلى( مىگوید عرض کردم : اى فرزند رسول خدا آیا اینها شدنى است ؟ فرمود : آرى بخدا سوگند ، اینها همه در صحیفه اى که در آن وقایع غم انگیزى که بر ما پس از رسول خدا صلى الله علیه وآله جارى مىگردد ، نوشته شده است ، ابو خالد مىگوید عرض کردم : اى پسر رسول خدا پس از آن چه خواهد شد ؟ فرمود : سپس غیبت امام دوازدهم از جانشینان رسول خدا صلى الله علیه وآله و امامان پس از پیامبر صلى الله علیه وآله طولانى خواهد گشت . اى ابا خالد کسانى که در زمان غیبت قائل به امامت آن حضرت بوده و منتظر ظهور آن حضرت بمانند برترین اهل هر زمان بوده و خداوند متعال چنان عقل وفهم و معرفتى به آنها عطا کرده که زمان غیبت براى آنها مانند زمان حضور ومشاهده مىگردد و ایشان را در آن زمان بمنزله مجاهدین در رکاب رسول الله صلى الله علیه وآله قرار داده است وآنها حقیقتا شیعیان خالص ما و دعوت کنندگان به دین خداوند متعال در پنهان وآشکار خواهند بود وحضرت فرمود : انتظار فرج از بزرگترین و برترین فرج هاست .

 


 
صلوات ابوالحسن ضرّاب
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٥   کلمات کلیدی: دعا و زیارت امام زمان علیه السلام ،« امام زمان علیه السلام &#18

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد سَیِّدِ الْمُرْسَلینَ وَ خاتَمِ النَّبِیِّینَ وَ حُجَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ الْمُنْتَجَبِ فِى الْمیثاقِ الْمُصْطَفى فِى الظَّلالِ الْمُطَهَّرِ مِنْ کُلِّ افَه الْبَرىءِ مِنْ کُلِّ عَیْب الْمُؤَمَّلِ لِلنَّجاهِ الْمُرْتَجى لِلشَّفاعَهِ الْمُفَوَّضِ اِلَیْهِ دینُ اللّهِ ، اَللّهُمَّ شَرِّفْ بُنْیانَهُ وَ عَظِّمْ بُرْهانَهُ وَ اَفْلِجْ حُجَّتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ وَ اَضِىءْ نُورَهُ وَ بَیِّضْ وَجْهَهُ وَ اَعْطِهِ الْفَضْلَ وَ الْفَضیلَهَ وَ الْمَنْزِلَهَ وَ الْوَسیلَهَ وَ الدَّرَجَهَ الرَّفیعَهَ وَ ابْعَثْهُ مَقامًا مَحْمُودًا یَغْبِطُهُ بِهِ الاَْوَّلُونَ وَ الاَْخِرُونَ وَ صَلِّ عَلى اَمیرِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ وَ قآئِدِ الْغُرِّ الْمُحَجَّلینَ وَ سَیِّدِ الْوَصیّینَ وَ حُجَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِىّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّهِ رَبِّ العالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلَى الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِىّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ وَ حُجَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلى عَلىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ وَ حُجَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلى مُوسَى بْنِ جَعْفَر اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلى عَلىِّ بْنِ مُوسى اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلى عَلىِّ بْنِ مُحَمَّد اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِىّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلَى الْخَلَفِ الْهادِى الْمَهْدِىّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ اَهْلِ بَیْتِهِ الاَْئِمَهِ الْهادینَ الْعُلمآءِ الصّادِقینَ الاَْبْرارِ الْمُتَّقینَ دَعآئِمِ دینِکَ وَ اَرْکانِ تَوحیدِکَ وَ تَراجِمَهِ وَحْیِکَ وَ حُجَجِکَ عَلى خَلْقِکَ وَ خُلَفآئِکَ فى اَرْضِکَ الَّذینَ اخْتَرْتَهُمْ لِنَفْسِکَ وَ اصْطَفَیْتَهُمْ عَلى عِبادِکَ وَ ارْتَضَیْتَهُمْ لِدینِکَ وَ خَصَصْتَهُمْ بِمَعْرِفَتِکْ وَ جَلَّلْتَهُمْ بِکَرامَتِکَ وَ غَشَّیْتَهُمْ بِرَحْمَتِکَ وَ رَبَّیْتَهُمْ بِنِعْمَتِکَ وَ غَذَّیْتَهُمْ بِحِکْمَتِکَ وَ اَلْبَسْتَهُمْ نُورَکَ وَ رَفَعْتَهُمْ فى مَلَکُوتِکَ وَ حَفَفْتَهُمْ بِمَلائِکَتِکَ وَ شَرَّفْتَهُمْ بِنَبِیِّکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ الِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ عَلَیْهِمْ صَلوهً زاکِیَهً نامِیَهً کَثیرَهً دآئِمَهً طَیِّبَهً لا یُحیطُ بِها اِلاّ اَنْتَ وَ لا یَسَعُها اِلاّ عِلْمُکَ وَ لا یُحْصیها اَحَدٌ غَیْرُکَ اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلى وَلِیِّکَ الْمُحْیى سُنَّتَکَ الْقآئِمِ بِاَمْرِکَ الدّاعى اِلَیْکَ الدَّلیلِ عَلَیْکَ حُجَّتِکَ عَلى خَلْقِکَ وَ خَلیفَتِکَ فى اَرْضِکَ وَ شاهِدِکَ عَلى عِبادِکَ اَللّهُمَّ اَعِزَّ نَصْرَهُ وَ مُدَّ فى عُمْرِهِ وَ زَیِّنِ الاَْرْضَ بِطُولِ بَقآئِهِ اَللّهُمَّ اکْفِهِ بَغْىَ الْحاسِدینَ وَ اَعِذْهُ مِنْ شَرِّ الْکآئِدینَ وَ ازْجُرْ عَنْهُ اِرادَهَ الظّالِمینَ وَ خَلِّصْهُ مِنْ اَیْدِى الْجَبّارینَ اَللّهُمَّ اَعْطِهِ فى نَفْسِهِ وَ ذُرِّیَّتِهِ وَ شیعَتِهِ وَ رَعِیَّتِهِ وَ خآصَّتِهِ وَ عآمَّتِهِ وَ عَدُوِّهِ وَ جَمیعِ اَهْلِ الدُّنْیا ما تُقِرُّ بِهِ عَیْنَهُ وَ تَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ وَ بَلِّغْهُ اَفْضَلَ ما اَمَّلَهُ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَهِ اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ اَللّهُمَّ جَدِّدْ بِهِ مَا امْتَحى مِنَ دینِکَ وَ اَحْىِ بِهِ ما بُدِّلَ مِنْ کِتابِکَ وَ اَظْهِرْ بِهِ ما غُیِّرَ مِنْ حُکْمِکَ حَتّى یَعُودَ دینُکَ بِهِ وَ عَلى یَدَیْهِ غَضًّا جَدیدًا خالِصًا مُخْلَصًا لا شَکَّ فیهِ وَ لا شُبْهَهَ مَعَهُ وَ لا باطِلَ عِنْدَهُ وَ لا بِدْعَهَ لَدَیْهِ اَللّهُمَّ نَوِّرْ بِنُورِهِ کُلَّ ظُلْمَه وَ هُدَّ بِرُکْنِهِ کُلَّ بِدْعَه وَ اهْدِمْ بِعِزِّهِ کُلَّ ضَلالَه وَ اقْصِمْ بِهِ کُلَّ جَبّار وَ اَخْمِدْ بِسَیْفِهِ کُلَّ نار وَ اَهْلِکْ بِعَدْلِهِ جَورَ کُلِّ جآئِر وَ اَجْرِ حُکْمَهُ عَلى کُلِّ حُکْم وَ اَذِلَّ بِسُلْطانِهِ کُلَّ سُلْطان اَللّهُمَّ اَذِلَّ کُلَّ مَنْ ناواهُ وَ اَهْلِکْ کُلَّ مَنْ عاداهُ وَ امْکُرْ بِمَنْ کادَهُ وَ اسْتَأصِلْ مَنْ جَحَدَهُ حَقَّهُ وَ اسْتَهانَ بِاَمْرِهِ وَ سَعى فى اِطفآءِ نُورِهِ وَ اَرادَ اِخْمادَ ذِکْرِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد الْمُصْطَفى وَ عَلِىّ الْمُرْتَضى وَ فاطِمَهَ الزَّهْرآءِ وَ الْحَسَنِ الرِّضا وَ الْحُسَیْنِ الْمُصَفّى وَ جَمیعِ الاَْوصِیآءِ مَصابیحِ الدُّجى وَ اَعْلامِ الْهُدى وَ مَنارِ التُّقى وَ الْعُرْوَهِ الْوُثْقى وَ الْحَبْلِ الْمَتینَ وَ الصِّراطِ الْمُسْتَقیمِ وَ صَلِّ عَلى وَلِیّکَ وَ وُلاهِ عَهْدِکَ وَ الاَْئِمَّهِ مِنْ وُلْدِهِ وَ مُدَّ فى اَعْمارِهِمْ وَ زِدْ فى اجالِهِمْ وَ بَلِّغْهُمْ اَقْصى امالِهِمْ دینًا وَ دُنْیا وَ اخِرَهً إنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ.

 
که موافق روایت شب شنیه حکم شب جمعه را دارد و شایسته است آنچه در شب جمعه خوانده مى شد در آن شب نیز خوانده شود.


 
اِلهى بِحَقِّ مَنْ ناجاکَ
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱۸   کلمات کلیدی: دعا و زیارت امام زمان علیه السلام ،« امام زمان علیه السلام &#18

اِلهى بِحَقِّ مَنْ ناجاکَ

در مهج ذکر شده که این دعاى حضرت حجّت علیه السلام است :

 
اِلهى بِحَقِّ مَنْ ناجاکَ وَ بِحَقِّ مَنْ دَعاکَ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ (صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِهِ وَ) تَفَضَّلْ عَلى فُقَرآءِ الْمُؤمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِالْغَناءِ وَ الثَّرْوَهِ وَ عَلى مَرْضَى الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِالشِّفاءِ و الصِّحَّهِ وَ عَلى اَحْیآءِ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِاللُّطْفِ وَ الْکَرَمِ (الْکَرامَهِ) وَ عَلى اَمْواتِ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِالْمَغْفِرَهِ وَ الرَّحْمَهِ وَ عَلى غُرَبآءِ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِالرَّدِّ اِلى اَوْطانِهِمْ سالِمینَ غانِمینَ بِمُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ. 


 
غیبت از مقدرات الهى
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱٦   کلمات کلیدی: مقالات « امام زمان علیه السلام & ،« امام زمان علیه السلام &#18

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- :
(أَقْدارُ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ لا تُغالَبُ وَإِرادَتُهُ لا تُرَدُّ وَتَوْفیقُهُ لا یُسْبَقُ)
[1]
تقدیرهاى خداوند عزّوجلّ مغلوب نمى شود، و اراده اش برگشت ندارد، و بر توفیق او هیچ چیز پیشى نمى گیرد.


شرح
این عبارت، بخشى از کلمات امام زمان(علیه السلام) است که در توقیعى به دو سفیر خود، عثمان بن سعید و فرزندش محمّد بن عثمان فرستاده است. امام(علیه السلام) در این توقیع به مسئله ى غیبت خود اشاره کرده، مى فرماید: این موضوع از تقدیرهاى الهى است و اراده ى حتمى اش به آن تعلق گرفته است.
امام(علیه السلام) در این توقیع به چند نکته اشاره دارند:
1. هیچ کس نمى تواند بر تقدیر الهى پیروز شود; زیرا او «مقدِّر کلّ قَدَر» و قدرت او فوق همه ى قدرت هاست.


2. اگر اراده ى حتمى خداوند متعال، به چیزى تعلّق گیرد، کسى نمى تواند بر اراده ى او غلبه کند و مانع اجرایش گردد; زیرا اراده اى فوق اراده ى او نیست. در دعایى از امام سجّاد(علیه السلام)مى خوانیم:
پروردگارا! حمد، مخصوص توست که مقتدرى هستى که هرگز مغلوب نمى شود.
[2]
3. کارسازى فقط براى خداست. تا خدا نخواهد، هیچ تدبیر و تلاشى سود نمى دهد. براى انجام دادن هر کارى، باید چشم امید به خدا داشت و از او مدد گرفت و با واسطه قرار دادن محبوبان درگاهش، موفّقیّت را طلب نمود.

[1]. کمال الدین، ج2، ص511، ح42 ; الخرائج و الجرائح، ج3، ص1111 ; بحارالأنوار، ج53، ص191، ح19 .
[2]. صحیفه سجادیه، دعاى49، رقم14 ; مهج الدعوات، ص222 ; بحارالأنوار، ج92، ص428، ح43 .

 


 

 


 
علّت تأخیر در ظهور امام(علیه السلام)
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱۳   کلمات کلیدی: مقالات « امام زمان علیه السلام » ،« امام زمان علیه السلام »

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- :


(وَلَوْ أَنَّ أشْیاعَنا ـ وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ ـ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنَ بِلِقائِنا، وَلَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَهُ بِمُشاهَدَتِنا عَلى حَقِّ الْمَعْرِفَهِ وَصِدْقِها مِنْهُمْ بِنا، فَما یَحْبِسُنا عَنْهُمْ إِلاّ ما یَتَّصِلُ بِنا مِمّا نَکْرَهُهُ وَلا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ)
[1]
اگر شیعیان ما ـ که خداوند توفیق طاعتشان دهد ـ در راه ایفاى پیمانى که بر دوش دارند، همدل مى شدند، میمنت ملاقات ما از ایشان به تأخیر نمى افتاد، و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان مى گشت، دیدارى بر مبناى شناختى راستین و صداقتى از آنان نسبت به ما; علّت مخفى شدن ما از آنان چیزى نیست جز آن چه از کردار آنان به ما مى رسد و ما توقع انجام این کارها را از آنان نداریم.


شرح
این جملات، قسمتى از نامه اى است که از ناحیه ى مقدّس امام زمان(علیه السلام) براى شیخ مفید(رحمه الله)فرستاده شده است. حضرت(علیه السلام)در این نامه، بعد از سفارش هاى لازم به شیخ مفید(رحمه الله)ودستورهایى به شیعیان، به امر مهمّى که سبب غیبت ایشان شده است، اشاره مى کنند. حضرت، نبود صفا و یک دلى در بین شیعیان را سبب غیبت خود مى شمرند.


تاریخ نشان داده است که تا مردم نخواهند و تلاش نکنند، حق بر جاى خویش قرار نمى گیرد و حکومت به دست اهلش نمى رسد. تجربه ى حضرت على و امام حسن و امام حسین(علیهم السلام)، دلیل بسیار آشکارى بر این مطلب است. اگر مردم بر خلافت حضرت على(علیه السلام)پافشارى مى کردند، الآن، تاریخ مسیر دیگرى را مى پیمود، ولى دنیاخواهى و ترس و ... مردم آن زمان سبب شد از آن زمان تا آینده اى که معلوم نیست چه هنگام به پایان مى رسد، جهانیان و خصوصاً شیعیان، جز ظلم و آزار چیزى نبینند. متأسفانه کوتاهى ما، بلکه عملکرد بدمان سبب شده است که آن محرومیت تا کنون ادامه یابد.


طبق این حدیث، وظیفه ى ما براى تسریع و تعجیل در ظهور حضرت، این است که آن حضرت را بر خویش و خویشان مقدم داریم و با اجراى دستورهاى اسلامى و گسترش و ترویج عملى اسلام، آن امام(علیه السلام) را به جهانیان بشناسانیم و دل ها را به سوى آن حضرت معطوف کنیم، تا به خواست خداوند، هرچه زودتر، زمینه ى پذیرش مردمى و جهانى آن امام(علیه السلام) فراهم شود.
از این حدیث شریف نکاتى استفاده مى شود:
1. خداوند متعال از شیعیان عهد و پیمان گرفته که از امامان پیروى کنند و این پیروى سبب تشرّف به لقاى امام زمان خواهد بود.
2. اعمال ناشایست شیعیان سبب دورى آن ها از امامشان شده است; و لذا اعمال شایسته مى تواند در تسریع ارتباط با امام زمان(علیه السلام) مؤثر باشد.

[1]. احتجاج، ج2، ص315 ; بحارالأنوار، ج53، ص177، ح8 .

 


 

 


 
استغفار در حق یکدیگر
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱٠   کلمات کلیدی: مقالات « امام زمان علیه السلام » ،« امام زمان علیه السلام » ،احادیث « امام زمان علیه السلام »

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- :
(لَوْ لا إِسْتِغْفارُ بَعْضِکُمْ لِبَعْض لَهَلَکَ مَنْ عَلَیْها)
[1]
اگر طلب مغفرت و آمرزش برخى از شما براى یکدیگر نبود، تمام اهل زمین هلاک مى گشتند.


شرح
امام زمان(علیه السلام) در حدیثى طولانى خطاب به فرزند مهزیار، شیعیان را به استغفار و دعا در حقّ یکدیگر ترغیب مى کند; زیرا از آثار و برکات آن رفع عذاب از روى زمین و اهل آن است.
از آیات قرآن استفاده مى شود که دو چیز عامل ایمنى زمین از عذاب الهى در این دنیاست:
1. وجود پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم): خداوند متعال مى فرماید:
(ما کانَ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فیهِمْ)
[2]; تا تو در میان مردم هستى، هرگز خداوند آنان را عذاب نخواهد کرد.
2. استغفار: خداوند متعال مى فرماید:
(ما کانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ)
[3]; خداوند آنان را در حالى که استغفار مى کنند، هرگز عذاب نخواهد کرد.
از این حدیث دو نکته استفاده مى شود:
1. گناه باعث هلاکت و عذاب مردم در همین دنیا مى شود.
2. استغفار سبب مغفرت است، خصوصاً اگر در حقّ همدیگر استغفار کنند.

[1]. دلائل الامامه، ص297 .
[2]. سوره ى انفال، آیه ى 33 .
[3]. همان .

 


 

 


 
دوران کودکی حضرت مهدی ـ علیه السّلام
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٧   کلمات کلیدی: مقالات « امام زمان علیه السلام » ،« امام زمان علیه السلام »
ـ

حضرت امام مهدی ـ علیه السّلام ـ در زمان حیات پدر
از آن جا که شروع غیبت صغرا را از هنگام تولّد حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ به حساب می آورند ، بد نیست که نظری گذرا به زندگانی حضرتش در زمان حیات پدر بزرگوارشان بیفکنیم.

      
واضح است که حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ در سامراء و تحت سرپرستی پدرشان حضرت امام حسن عسکری ـ علیه السّلام ـ ـ در حالی که در طول زندگانیشان مشمول عنایات و عواطف پدر می‌بودند ـ زندگی می‌فرمودند.
در این مدّت، حضرت امام حسن عسکری ـ علیه السّلام ـ فرزندشان را برای برخی از افراد مورد اعتماد شیعه ظاهر می‌فرمودند و حضرتش را به عنوان دوازدهمین امام و پیشوا و مهدی موعود منتظر به آنان معرفی می‌فرمودند
وقتی که حضرت امام حسن عسکری ـ علیه السّلام ـ را زهر خوراندند و آن حضرت لحظات پایانی حیات را می‌گذراندند ـ و اغیار و جاسوسان پس از اطمینان از تأثیر زهر در جسم ایشان منزل حضرت امام حسن عسکری ـ علیه السّلام ـ را ترک کرده بودند ـ حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ نزد پدرشان حاضر گردیدند تا ایشان را در نوشیدن دارو کمک نماید و ظرفی را که در دست گرفته و می‌خواستند بنوشند نگه دارند؛ زهر فوق‌العاده قوی بود و رعشه‌ای در دو دست مبارک حضرتش حادث گردیده بود که حضرت امام حسن عسکری ـ علیه السّلام ـ نمی‌توانستند ظرف دارو را بنوشند؛ چرا که ظرف به دندانهایشان می‌خورد.

  
این ملاقات آخرین دیدار و آخرین عهد بود. حضرت امام حسن عسکری ـ علیه السّلام ـ پس از آن دنیا را بدرود گفتند و پاک فرزند عزیزشان را در تندباد روزگار و در معرض حوادث و مسائل زندگی یتیم گذاردند؛ در پناه محافظت همیشگی خدا و حمایت حق که هرگز از بین نمی‌رود.
دسته اوّل:
در اینجا به برخی از روایات که دوران کودکی امام مهدی(عج) را نقل نموده اند اشاره میکنیم:
1. بانوی بزرگوار حضرت«حکیمه» عمه حضرت امام حسن عسکری ـ علیه السّلام ـ که در هنگام تولد حضرت مهدی ـ علیه الصلاه و السلام ـ حاضر بود و پس از آن ماجرا نیز چندین بار حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ را زیارت نمود.
2. نسیم، کنیز حضرت عسکری ـ علیه السّلام ـ ، او می‌گوید: یک شب (به روایتی ده شب) پس از تولد حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ بر ایشان وارد شدم. درمحضرشان عطسه کردم. به من فرمود: «یَرْحَمُکِ الله» من از این سخن شادمان گردیدم. سپس به من فرمودند: آیا بشارتی در مورد عطسه به تو بدهم؟ عرض کردم: آری ای مولای من. فرمودند: «عطسه » تا سه روز انسان را از مرگ در امان می‌دارد.»[1]
3. جماعتی از یاران حضرت عسکری ـ علیه السّلام ـ . از ابوغانم خادم روایت شده است که گفت:امام عسکری ـ علیه السّلام ـ را فرزندی به دنیا آمد که وی را «محمّد » نامیدند. آن حضرت فرزندشان را در روز سوم به یاران خویش نمایاندند و فرمودند:«این صاحب شما پس از من است و خلیفه من بر شما. او همان قائمی است که به انتظار او گردن می‌کشند و هنگامی که زمین از جور و ظلم آکنده گردد ظهور کرده آن را از عدل و داد پر خواهد ساخت.»[2]

  
4. تقریباً ‌چهل مرد حضرتش را زیارت نمودند؛ آن هنگام که پدرش حضرت امام حسن عسکری ـ علیه السّلام ـ وی را به آنان نشان داده فرمودند: « این، امام شما پس از من است و خلیفه من بر شما.»
5. شیخ بزرگوار«احمد‌بن‌اسحاق‌قمی اشعری». وی می‌گوید:
«بر حضرت ابومحمد حسن‌بن‌علی ـ علیهماالسّلام ـ وارد شدم. در نظر داشتم از ایشان راجع به جانشینشان سؤال کنم. حضرتش ـ بدون آن که من سؤالی کرده باشم ـ ابتدا به سخن کرده فرمودند: ای احمد‌بن‌اسحاق! خدای تبارک و تعالی از زمانی که حضرت آدم ـ علیه السّلام ـ را خلق فرمود، زمین را از حجتی که از سوی خود بر مردم معین می‌کند، خالی نگذارده است و تا روز قیامت نیز خالی نخواهد گذارد. به وسیله او بلا را از اهل زمین دفع می‌نماید و به واسطه او باران را فرو می‌فرستد و به سبب او برکات زمین را خارج می‌گرداند.»

  
سؤال کردم: ای پسر پیامبر، امام و خلیفه پس از شما کیست؟
حضرت به سرعت برخاسته به اندرون رفتند سپس بیرون آمدند؛ در حالی که کودکی را که چهره‌اش مانند ماه شب چهارده و سنش در حدود3 سال بود بر دوش گرفته بودند. پس به من فرمودند:«ای احمد‌بن‌اسحاق، اگر نزد خدا و حجّت‌های او گرامی نمی‌بودی، این فرزندم را به تو نشان نمی‌دادم. او هم نام رسول خدا و هم کنیه اوست. وی همان کسی است که زمین را از عدل و داد پر می‌کند؛ همان گونه که از ظلم و جور پر شده باشد.
ای احمد‌بن‌اسحاق، مَثَل او در این امت مثل خضر است و ذوالقرنین. سوگند به خدا که آن چنان غیبتی خواهد داشت که در آن غیبت، هیچ کس از هلاکت نجات نیابد؛ مگر آن کس که خدای عزّوجلّ وی را در اعتقاد به امامت او ثابت دارد و به دعاکردن برای تعجیل در فرجش توفیق دهد.»
عرض کردم: مولای من، آیا نشانه‌ای هست ک قلب من با آن آرامش یابد؟ در این هنگام کودک شروع به سخن گفتن به زبان عربیِ‌فصیح نمود و فرمود:«من بازمانده خدا در زمین اویم و انتقام گیرنده از دشمنان او؛ بعد از این دیگر از من اثری مجوی، ای احمد‌بن‌اسحاق.»[3]
احمد‌بن‌اسحاق گوید: خوشحال و شادمان برگشتم، وقتی فردا شد مجدّداً‌به محضر حضرت امام حسن عسکری ـ علیه السّلام ـ شتافتم و به ایشان عرض کردم: ای فرزند رسول خدا، شادمانی من به خاطر منّتی که بر من نهادید، زیاد گردید. اما سنت جاریه‌ای که در او از خضر و ذوالقرنین است، چیست؟
فرمودند:«طولانی شدن غیبت، ای احمد.»
عرض کردم: ای فرزند رسول خدا، آیا غیبت وی به طول خواهد انجامید؟
فرمودند:«آری، سوگند به پروردگارم؛ تا آن جا که بیشتر معتقدان به وی از اعتقاد به او برمی‌گردند و هیچ کس(بر این امر) باقی نمی‌ماند مگر آن کس که خدای تعالی از او بر ولایت ما پیمان گرفته و در قلبش ایمان را ثبت نموده و وی را به روحی از سوی خود تأیید فرموده باشد. ای احمد‌بن‌اسحاق، این امری از امور خداست وسرّی از اسرار او و غیبی از علم غیب خدا؛ آن چه را به تو دادم بگیر و از شکرکنندگان باش تا در بالاترین درجات بهشت با ما باشی.»[4]

  
6. یعقوب‌بن‌منقوش. او می‌گوید:«بر حضرت ابومحمد حسن‌بن‌علی ـ علیهماالسّلام ـ داخل شدم. بر سکویی در منزل نشسته بودند و سمت راستشان اطاقی بود که پرده‌ای آن را پوشانده بود. از ایشان سؤال کردم:
ای آقای من، چه کس صاحب این امر خواهدبود؟ فرمود:«پرده را بردار.»
پرده را برداشتم. کودکی را دیدم که قامتش پنج وجب بود و به نظر می‌رسید که حدوداً هشت یا ده ساله باشد. پیشانی‌‌ای گشاده، صورتی سفید، چشمانی درخشنده داشت. ستبر دست و خمیده‌ زانو بود. خالی بر گونه راستش و موهایی برآمده در جلوی سرش دیده می‌شد. آن کودک آمد و بر روی پای حضرت امام حسن عسکری ـ علیه السّلام ـ نشست.
حضرت عسکری ـ علیه السّلام ـ فرمودند:«این، صاحب شماست.» آنگاه حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ برخاستند که بروند. حضرت امام حسن عسکری ـ علیه السّلام ـ فرمودند:«فرزندم، تا زمانی معین شده به داخل برو.» آن حضرت وارد اتاق گردید و من مشغول نظاره او بودم.
سپس حضرت امام حسن عسکری ـ علیه السّلام ـ فرمودند:«ای یعقوب، بنگر چه کسی در داخل اتاق است؟ من داخل شدم ولی کسی را ندیدم.»[5]


[1] . کمال الدین، ج2، ص 430؛ غیبت شیخ طوسی ص 139.
[2] . کمال الدّین، ج2، ص431.
[3] . انسان از اثر تفحص می‌نماید تا آنکه مؤثّر را بیابد؛ ولی وقتی مؤثّر را یافت، دیگر انگیزه‌ای برای تفحص از اثر نخواهد داشت. ممکن است مراد حضرت از این جمله که «پس از این، از من اثری مجوی ای احمد‌بن‌اسحاق» این باشد که تو امامت را یافته‌ای و لذا لزومی ندارد که دنبال علامت و نشانهائی بگردی که افراد شکّاک به دنبال آنها می‌گردند.
[4] . قبلاً گفتیم که علم غیب مسأله‌ای است و اطلّاع بر علم غیب مسأله‌ای دیگر.
[5] . کمال الدّین، ج2، ص437.

سید محمد کاظم قزوینی ـ امام مهدی(ع) از ولادت تا ظهور، ص203


 
وضعیت شیعیان در آستانه تولد امام زمان(عج)
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٥   کلمات کلیدی: مقالات « امام زمان علیه السلام » ،« امام زمان علیه السلام »

 

براى آشنایى بیشتر با اوضاع فرهنگى و سیاسى شیعیان در هنگام تولد امام زمان(عج) لازم است نگاهى هرچند کوتاه به وضعیت دوران حضرت امام حسن عسکرى(علیه السلام)داشته باشیم; دوران امامت آن حضرت همزمان بود با خلافت سه نفر از خلفاى عباسى، که به ترتیب عبارت اند از: المعتز بالله، المهتدى بالله و المعتمد بالله.[1]

 

 [2]
فشار و اختناق سیاسى چنان بالا مى گیرد که امام(علیه السلام) به ناچار باید هفته اى دوبار در روزهاى دوشنبه و پنج شنبه در دارالخلافه حضور پیدا مى کرد;
[3] معتزّ عباسى به اندازه اى از نفوذ امام حسن عسکرى(علیه السلام)نگران بود که به تحت نظر داشتن آن امام نیز بسنده نکرد و حضرت را با ابوهاشم جعفرى و گروهى از طالبیون زندانى کرد.[4]
ستم عباسیان تنها به امام حسن عسکرى(علیه السلام) محدود نمى شد; آنان علیه شیعیان و دوستان آن حضرت نیز از هیچ ستمى دریغ نمى کردند و از هرگونه حرکت فرهنگى، سیاسى و غیره شیعیان جلوگیرى مى کردند. براى روشن شدن هرچه بیش تر مطلب، بحث را در دو بخش جداگانه پى مى گیریم: 1. وضعیت سیاسى شیعیان. 2. وضعیت فرهنگى شیعیان.
بخش اول: وضعیت سیاسى شیعیان
انواع فشارهاى سیاسى در این مقطع از زمان، در موارد زیر قابل پیگیرى است:
الف) زندانیان و فراریان شیعه; از جمله زندانیان، ابوهاشم جعفرى است. وى چنین مى گوید: در نامه اى از ناراحتى هاى زندان به امام حسن عسکرى(علیه السلام) شکایت کردم; امام در جواب به من نوشت: امروز در منزلِ خود نماز خواهى خواند.
[5]
وى در جاى دیگرى اظهار کرده است: با امام حسن عسکرى(علیه السلام) در حبس مهتدى بن واثق بودیم; حضرت به من فرمود: این جنایتکار قصد کرده است که امشب با خواست خدا بازى کند (کنایه از این که اراده کرده است که ما را بکشد); ولى عمر او کفاف نمى دهد و به زودى صاحب فرزندى خواهم شد. فرداى آن شب ترک ها به او حمله کردند و او را به قتل رساندند و خدا ما را به سلامت نگاه داشت.
[6] هم چنین او مى گوید: من با گروهى در زندان بودم که امام حسن عسکرى(علیه السلام) را به زندان آوردند، مأمور مراقب آن حضرت، صالح بن وصیف بود. یکى از هم زندانى ها، مردى جمحى بود که ادعا مى کرد، علوى است. امام(علیه السلام)روى به ما کرد و فرمود:


حاکمان عباسى از هر راه ممکن، آن حضرت را زیرنظر داشتند و کنترل مى کردند. آنان شنیده بودند که امام مهدى(عج) فرزند امام عسکرى(علیه السلام)است; از این رو، مى کوشیدند تا به آن حضرت دسترسى پیدا کنند و او را به قتل برسانند; به همین جهت، امام حسن عسکرى(علیه السلام)ولادت حضرت مهدى(عج) را مخفى کرده بود و غیر از نزدیکان آن حضرت، دیگران افتخار زیارت آن امام را پیدا نکردند.


اگر نبود در میان شما کسى که از شما نیست، شما را آگاه مى کردم که چه زمان خداوند، اسباب نجات شما را فراهم خواهد کرد.
امام با این کلام به آن مرد اشاره کرد و او از جمع ما بیرون رفت. امام فرمود:
این مرد از شما نیست; از او برحذر باشید. در بین لباس هاى خود نوشته اى دارد که همه ى گفته ها و اسرار شما را براى خلیفه مى رساند.
یکى از زندانیان به سراغ او رفت و لباس هایش را بازرسى کرد و آن نوشته را پیدا کرد; او نوشته بود، که این جمع قصد دارند، زندان را سوراخ کرده و فرار کنند.
[7]
نکته ى قابل توجه در این روایتِ تاریخى این است که، اختناق و فشار سیاسى به اندازه اى بود که شیعیان در زندان هم از دست ماموران اطلاعاتى خلیفه در امان نبودند و مذاکرات آنان در محیط زندان نیز به حکومت گزارش داده مى شد.
حضرت عبدالعظیم حسنى یکى از فراریان شیعه است. احمد بن محمد بن خالد برقى مى گوید: «عبدالعظیم حسنى، از دستِ حکومت فرار کرد و وارد رى شد و درمنزل یکى از شیعیان در سردابى ساکن شد. در همان سرداب خدا را عبادت مى کرد; روزها روزه بود و شب ها را به شب زنده دارى و تهجّد مى گذراند و مخفیانه از آنجا بیرون مى آمد و قبرى را که امروزه روبه روى قبر خود اوست زیارت مى کرد. تنها محل امن براى او، همان سرداب بود».
[8]

  
ب) دشمنى ها با شیعه; فشارهاى گوناگونى که در زمان کوتاه امامت حضرت امام حسن عسکرى(علیه السلام) بر شیعیان وارد شد، صفحات تاریخ را پر کرده است. موارد زیر نمونه هایى از آن است:
1. على بن محمد بن زیاد مى گوید: توقیعى از امام ابومحمد(علیه السلام)(به این مضمون) به دستم رسید: کنج عزلت پیشه کن و خانه نشین باش; چون فتنه اى در انتظار توست... دیرى نگذشت که به سبب سخن چینى تحت تعقیب قرار گرفت و جایزه ى صدهزار درهمى براى کسى که مرا را پیدا کند، تعیین شد.
[9]
2. یکى از شیعیان نامه اى به حضور آن حضرت فرستاد: شنیده ام که مهتدى، شیعیان شما را تهدید کرده و گفته است: آنان را از روى زمین بر مى دارم; امام(علیه السلام) در جواب نوشت: عمر او کوتاه تر از آن است که بتواند تهدیدش را عملى کند، از امروز تا پنج روز بشمار; او روز ششم با ذلت و خوارى کشته مى شود.
[10]
ج) شهداى شیعه; آمار شیعیان و علویانى که در این مقطع از تاریخ به دست عباسیان به فیض شهادت نائل شده اند کم نیست، از جمله:
1. موسى بن عبدالله بن موسى; از نوادگان امام حسن مجتبى(علیه السلام)است. او مردى عالم و نیکوکار بود و از جمله ى راویان به شمار مى رفت. در سال 256 هـ . ق در زباله به دستِ سعید بن حاجب با زهر به شهادت رسید. سعید سر او را جدا کرد و براى مهتدى عباسى برد.
[11]
2. جعفر بن اسحاق بن موسى بن جعفر بن الصادق(علیهم السلام); سعید بن حاجب، او را در بصره به شهادت رساند و در همان جا دفن شد; وى در روز شهادت سى و دو سال داشت.
[12]

  
بخش دوم: وضعیت فرهنگى شیعیان
با همه محدودیت ها و سختگیرى هایى که عباسیان براى گوشه نشین کردن امام(علیه السلام) و شیعیان به کار گرفته و فشارهاى مختلف سیاسى که از ناحیه ى آنان بر شیعه وارد شد، گروهى از دانشمندان و راویان از خرمن فضیلت و دریاى بى کران علوم آن حضرت بهره مى گرفتند و برخى از آنان صاحب تألیفاتى در فنون گوناگون بوده اند و احادیثى را از امام(علیه السلام)نقل کرده اند; از جمله ى آنان:
1. احمد بن ابراهیم بن اسماعیل; کاتب، ندیم، بزرگ اهل لغت و از باشخصیت ترین آنان است. او یکى از اصحاب خاص امام هادى و امام عسکرى(علیهم السلام) است; تألیفاتى دارد که نمونه اى از این کتاب ها را مى توان نام برد: أسماء الجبال و المیاه والأودیه، اشعار ابن مّره بن همام و نوادر الاعراب.
[13]
2. داوود بن قاسم; او همان ابوهاشم جعفرى است، که از فرزانگان اسلام و یکى از شاخص ترین چهره هاى عقیدتى به شمار مى رود. در نزد امامان معصوم(علیهم السلام) داراى منزلتى خاص است;
[14] وى امام رضا، امام جواد، امام هادى، امام عسکرى و صاحب الامر(علیهم السلام) را ملاقات کرده است و از همه ى آنان روایت دارد. او مردى پارسا، عابد، عالم و عامل بود و کسى از خاندان ابوطالب در آن دوران از جهت علو نسب، همتاى او نبود.[15]
3. عبدالله بن حسین قطربلى; او نیز از اصحاب خاص امام حسن عسکرى(علیه السلام) است و از چهره هاى سرشناس ادب به شمار مى رود. کتابى نیز در بحث تاریخ دارد.
[16]

  
4. فضل بن شاذان; وى از جهت ثمره ى کار و تألیف کتاب در صف مقدم علماى زمان خود بود و در فنون گوناگون داراى تألیف است; بعضى گفته اند: داراى یکصد و شصت کتاب است;
[17] برخى از تألیفات او نزد امام حسن عسکرى(علیه السلام) مقبول واقع شده است و امام عمل به آن را روا شمرده و فرموده است:
هذا صحیح ینبغى أن یعمل به; این کتاب صحیح است و سزاوار است که به آن عمل شود.
[18]
در موردى دیگر، امام به یکى از کتاب هاى وى نظر افکند و براى او طلب مغفرت کرد و فرمود:
أغبط اهل خراسان بمکان الفضل بن شاذان و کونه بین أظهرهم; خوشحالم که فضل بن شاذان با آن مقام، در میان مردم خراسان است.
[19]
از آنچه که بیان شد، این نتیجه به دست مى آید: با همه سختگیرى هایى که بنى عباس نسبت به امام عسکرى(علیه السلام) و شیعیان آن حضرت روا داشتند، نتوانستند جلو نشر معارف و فرهنگ ناب اسلام و فضائل اهل بیت(علیهم السلام) را بگیرند. و هرکدام از شاگردان آن حضرت، پس از بهره گیرى و خوشه چینى از خرمن علوم آن امام، در گوشه اى از جهان اسلام مشعلى پرفروغ براى نشر اندیشه و معارف اهل بیت(علیهم السلام) به شمار مى آمدند; آنان همچون ستارگانى در آسمان تشیع مى درخشیدند و شیعیان را در ظلمت ستم و گمراهى عباسیان که قصد کرده بودند، روز روشن را همانند شب، تاریک جلوه دهند، راهنمایى مى کردند.
[1]. مهدى پیشوایى، سیره ى پیشوایان، ص 616.
[2]. اربلى، کشف الغمّه، ج 2، ص 412; شیخ مفید، الارشاد، ج 11، ص 336 و ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 422.
[3]. شیخ طوسى، کتاب الغیبه، ص 215.
[4]. طبرسى، اعلام الورى، ج 2، ص 140.
[5]. طبرسى، همان، ص 140; اربلى، همان، ص 412; کلینى، کافى، ج 1، ص 508، ح 10; مسعودى، اثبات الوصیه، ص 263 ـ 264; شیخ طوسى، الثاقب فى المناقب، ص 576، ح 10.
[6]. راوندى، الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 431، ح 9 و مسعودى، همان، ص 268.
[7]. شیخ طوسى، همان، ص 577، ح 11; راوندى، همان، ج 2، ص 682، ح 1 و اربلى، همان، ج 2، ص 432.
[8]. نجاشى، رجال النجاشى، ج 2، ص 66 ، ش 651.
[9]. اربلى، همان، ج 2، ص 417.
[10]. مسعودى، همان، ص 265; کلینى، همان، ج1، ص 510، ح 16 و اربلى، همان، ج 2، ص 414.
[11]. ابن فندق، لباب الأنساب، ج 1، ص 419; ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبین، ص 437 ـ 438 و مسعودى، مروج الذهب، ج 4، ص 181.
[12]. ابن فندق، همان و ابوالفرج اصفهانى، همان.
[13]. نجاشى، همان، ج 1، ص 237، ش 228.
[14]. همان، ص 362، ش 409.
[15]. شیخ عباس قمى، الکنى و الالقاب، ج 1، ص 174.
[16]. نجاشى، همان، ج 2، ص 36، ش 606.
[17]. شیخ طوسى، اختیار معرفه الرجال و رجال الکشى، ج 2، ص 822.
[18]. شیخ طوسى، همان، ص 818.
[19]. همان، ص 820.

  


 

رسول رضوی- مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه


 
استغاثه به حضرت صاحب الزّمان صلوات اللّه علیه
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٥   کلمات کلیدی: دعا و زیارت امام زمان علیه السلام ،احادیث « امام زمان علیه السلام & ،« امام زمان علیه السلام &#18

سید علیخان در کلم طیّب فرموده : این استغاثه اى است به حضرت صاحب الزّمان صلوات اللّه علیه ، هرجا که باشى دو رکعت نماز به حمد و هرسوره که خواهى بگذار ، پس رو به قبله زیر آسمان بایست و بگو :


سَلامُ اللّهِ الْکامِلُ التّامُّ الشّامِلُ الْعامُّ وَ صَلَواتُهُ الدّآئِمَهُ وَ بَرَکاتُهُ الْقآئِمَهُ التّامَّهُ عَلى حُجَّهِ اللّهِ وَ وَلِیِّهِ فى اَرْضِهِ وَ بِلادِهِ وَ خَلیفَتِهِ عَلى خَلْقِهِ وَ عِبادِهِ وَ سُلالَهِ النُّبُوَّهِ وَ بَقِیَّهِ الْعِتْرَهِ وَ الصَّفْوَهِ صاحِبِ الزَّمانِ وَ مُظْهِرِ الاِْیْمانِ وَ مُلَقِّنِ (مُعْلِنِ) اَحْکامِ الْقُرانِ وَ مُطَهِّرِ الاَْرْضِ وَ ناشِرِ الْعَدْلِ فِى الطُّولِ وَ الْعَرْضِ وَ الْحُجَّهِ الْقآئِمِ الْمَهْدِىِّ الاِْمامِ الْمُنْتَظَرِ الْمَرْضِىِّ (الْمُرْتَضى) وَ ابْنِ الاَْئِمَّهِ الطّاهِرینَ الْوَصِىِّ بْنِ الاَْوْصِیآءِ الْمَرْضِیّینَ الْهادِى الْمَعْصُومِ ابْنِ الاَْئِمَّهِ الْهُداهِ الْمَعْصُومینَ السَّلامُ عَلَیْکَ یا مُعِزَّ الْمُؤْمِنینَ الْمُسْتَضْعَفینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُذِلَّ الْکافِرینَ الْمُتَکَبِّرینَ الظّالِمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَوْلاىَ یا صاحِبَ الزَّمانِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ فاطِمَهَ الزَّهْرآءِ سَیِّدَهِ نِسآءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ الاَْئِمَّهِ الْحُجَجِ الْمَعْصُومینَ وَ الاِْمامِ

عَلَى الْخَلْقِ اَجْمَعینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَوْلاىَ سَلامَ مُخْلِص لَکَ فِى الْوِلایَهِ اَشْهَدُ اَنَّکَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ قَوْلا وَ فِعْلا وَ اَنْتَ الَّذى تَمْلاَُ الاَْرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلا بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً فَعَجَّلَ اللّهُ فَرَجَکَ وَ سَهَّلَ مَخْرَجَکَ وَ قَرَّبَ زَمانَکَ وَ کَثَّرَ اَنْصارَکَ وَ اَعْوانَکَ وَ اَنْجَزَ لَکَ ما وَعَدَکَ فَهُوَ اَصْدَقُ الْقآئِلینَ وَ نُریدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِى الاَْرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ یا مَوْلاىَ یا صاحِبَ الزَّمانِ یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ حاجَتى کَذا وَ کَذا ( و به جاى « کذا و کذا » حاجت خود را ذکر کند ) فَاشْفَعْ لى فى نَجاحِها فَقَدْ تَوَجَّهْتُ اِلَیْکَ بِحاجَتى لِعِلْمى اَنَّ لَکَ عِنْدَ اللّهِ شَفاعَهً مَقْبُولَهً وَ مَقاماً مَحْمُوداً فَبِحَقِّ مَنِ اخْتَصَّکُمْ بِاَمْرِهِ وَ ارْتَضاکُمْ لِسِرِّهِ وَ بِالشَّأْنِ الَّذى لَکُمْ عِنْدَ اللّهِ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُ سَلِ اللّهَ تَعالى فى نُجْحِ طَلِبَتى وَ اِجابَهِ دَعْوَتى وَ کَشْفِ کُرْبَتى وبخواه هرچه خواهى که برآورده مى شوداِن شاءاللّه تعالى .

 
مؤلف گوید که بهتر آن است که در رکعت اوّل نماز این استغاثه ، بعد از حمد ، سوره انّا فتحنا بخواند و در رکعت دوّم اذا جاء نصر اللّه.

 


 
بشارت پیامبر اکرم(ص) به تولد حضرت مهدی(عج)
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۳   کلمات کلیدی: مقالات « امام زمان علیه السلام » ،احادیث « امام زمان علیه السلام »

 

پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) ظهور حضرت مهدى(عج) را در روایات گوناگونى خبر داده است و این احادیث را تنها راویان و محدثان شیعه نقل نکرده اند; بلکه، محدثان بزرگِ اهل سنت نیز، مانند ابوداوود و ترمذى، ابن ماجه، طبرانى، ابویعلى بزّاز، احمد بن حنبل، حاکم نیشابورى[1] و دیگران احادیثِ آن حضرت را از طریق بسیارى از صحابه و تابعین در کتاب هاى خویش نقل کرده اند.[2] حتى گروهى از دانشمندان اهل سنت به تواتر احادیث نبوى که درباره حضرت مهدى(عج) آورده اند، اعتراف کرده اند; در نتیجه، خبر متواتر یقین آور است و کذب هم در آن راه ندارد. از جمله این دانشمندان: گنجى شافعى (متوفاى 658 هـ .ق) در کتاب «البیان فى اخبار صاحب الزمان»;[3] ابن حجر عسقلانى (متوفاى 852 هـ .ق) در کتاب «فتح البارى»;[4] مؤمن شبلنجى در کتاب «نورالابصار»;[5] شیخ محمد صبّان در کتاب «اسعاف الراغبین»;[6] شیخ منصور على ناصف در کتاب «التاج الجامع للاصول»[7] و علامه شوکانى کتابى درباره تواتر اخبار امام زمان(عج) به نام «التوضیح فى تواتر ما جاء فى المنتظر و الدجال و المسیح» نوشته است و در این کتاب پس از نقل احادیثِ حضرت مهدى(عج)، گفته است: «همه احادیثى که آوردیم، به حد تواتر مى رسد.»[8] و در پایان، ابن ابى الحدید ادعا کرده است که همه فرقه هاى اسلامى، اجماع و اتفاق دارند که عمر دنیا پایان نمى پذیرد، مگر پس از ظهور مهدى.[9]


به دنبال شهرت این روایات و مُسلم بودن این امر نزد مسلمانان، در همان قرن هاى نخست و پیش از تولد حضرت مهدى(عج) برخى ادعاى مهدویت کرده اند و تعداد فراوانى از مسلمانان نیز دور آنان جمع شده اند. و آن افراد دروغین را مهدى پنداشته اند و به مهدى بودن آنان ایمان آورده اند.
[10] اکنون براى نمونه برخى از احادیث نبوى را بشارت به تولد و ظهور امام زمان(عج) داداه است را بیان مى کنیم:
1-قال النبى(صلى الله علیه وآله): «اسمه کاسمى و اسم أبیه کاسم ابنى و هومن ولد بنتى یظهر الله الحق بهم و یخمد الباطل باسیافهم...;
[11] اسم او، مانند اسم من است و اسم پدرش، مانند اسم فرزندم است. او، از فرزندان دخترم است. خداوند، به دست آنان، حق را آشکار مى کند و با شمشیرهاى آنان، باطل را فرسوده مى کند...».   
2- قال النبى(صلى الله علیه وآله): «لاتذهب الدنیا حتّى یقومَ بأمر أُمتّى رجل من ولدالحسین یملأها عدلا کما ملئت ظلماً و جوراً;
[12] دنیا به پایان نمى رسد، مگر این که مردى از فرزندان حسین(علیه السلام) براى اصلاح امر امّت من، قیام کند و جهان را پر از عدل کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده بود».
3-پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «المهدی من ولدى. اسمه اسمى و کنیته کنیتى أَشبه الناس بی خَلْقاً و خُلْقاً. تکون له غیبه و...;
[13] مهدى، از فرزندان من است. اسمش، اسم من و کنیه اش، کنیه ى من است. از حیث خلق و خوى و شکل و صورت، شبیه ترین مردم به من است. براى او غیبتى است...».
4- ابن عباس، از رسول خدا نقل مى کند که آن حضرت فرمود: «جانشینان و اوصیاى من و حجّت هاى خداوند بر خلق، بعد از من، دوازده نفرند. اولشان برادرم و آخرشان فرزندم است.». گفته شد: «یا رسول الله! برادر تو کیست؟». فرمود: «على بن ابى طالب.». گفته شده: «فرزندت کیست؟». فرمود: «مهدى است که جهان را پر از قسط و عدل مى کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شود. قسم به آن که مرا مبعوث کرد! اگر از دنیا، فقط یک روز بماند، خداوند آن روز را طولانى کند تا این که در آن روز، فرزندم مهدى ظهور کند و روح الله عیسى بن مریم نزول کند و پشت سر او نماز بگزارد. و زمین به نور پروردگار او روشن شود و حکومتش شرق و غرب را فراگیرد».
[14]
5- در صحیح ابن ماجه آمده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله)فرمود: مهدى از ما اهل بیت است. خداوند امر او را در یک شب اصلاح خواهد فرمود.
[15]
6- در صحیح ابى داوود آمده است که على(علیه السلام)از قول رسول خدا(صلى الله علیه وآله)فرمود: اگر از روزگار باقى نمانده باشد، مگر یک روز، هر آینه خدا مردى از اهل بیتم را مى فرستد که جهان را پر از عدل و داد کند; چنان که، پر از ستم شده باشد.
[16]


7- ابن مسعود نقل مى کند که رسول خدا(صلى الله علیه وآله)فرمود:
اگر نمانده باشد از روزگار، مگر یک روز، هر آینه خدا آن روز را طولانى مى کند تا این که، در آن روز مردى از امتم و از اهل بیتم را بفرستد که اسمش همانند اسم من است و زمین را پر از عدل و داد کند; چنان که، پر از ظلم و ستم شده باشد.
8- در صحیح ترمذى آمده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود:
مردى از اهل بیتم مى آید که اسم او اسم من است.
[17]
و هم چنین آمده که رسول خدا(صلى الله علیه وآله)فرمود: اگر از عمر دنیا جز یک روز نماند، خداوند آن روز را آن قدر طولانى مى کند که مهدى در پى آید.
[18]
[1]. شیخ منصور على ناصف، التاج الجامع للاصول، ج 5، ص 310 ـ 327.
[2]. صحیح ابن داوود، ج 2، ص 207.
[3]. گنجى شافعى، البیان فى اخبار صاحب الزمان، باب 11 و لطف اله صافى گلپایگانى، منتخب الاثر، پاورقى، ص 5.
[4]. ابن حجر عسقلانى، فتح البارى، ج 6، ص 393 ـ 394.
[5]. مؤمن شبلنجى، نورالابصار، ص 171.
[6]. شیخ محمد صبّان، اسعاف الراغبین، (درحاشیه نورالابصار)، ص 140.
[7]. شیخ منصور على ناصف، التاج الجامع للاصول، ج 5، ص 310.
[8]. محمد بطاشى، عایه المأمول فى شرح التاج الجامع للأصول، ج 5، ص 327.
[9]. ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 10، ص 96.
[10]. نوبختى، فرق الشیعه، ص 27 و شهرستانى، الملل و النحل، ج 1، ص 132.
[11]. بحارالأنوار، ج 51، ص 67.
[12]. همان، ج 51، ص 66.
[13]. بحارالأنوار، ج 51، ص 72.
[14]. همان، ج 51، ص 71.
[15]. صحیح ابن ماجه، ج 6، ص 30.
[16]. صحیح ابى داوود، ج 2، ص 207.
[17]. صحیح ترمذى، ج 2، ص 46.
[18]. همان، ص 46.


 

غلامحسن محرمی - مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه

 


 
دعا برای امام عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱   کلمات کلیدی: دعا و زیارت امام زمان علیه السلام ،« امام زمان علیه السلام »
 ـ

یکی از وظایف شیعه در عصر غیبت امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ تضرع و زاری و دعا برای تعجیل در فرج آن حضرت است.


چند مقدمه
1ـ انسان معمولاً در موقع گرفتاری دعا می‌کند و در راحتی غافل است البته این که چه چیزی را گرفتاری و مشکل بداند مهم است. مشکلات شخصی یا اجتماعی.
به نظر می‌رسد ریشه‌ی همه‌ی مشکلات عالم، غیبت ولی الله الأعظم است و اگر او بیاید تمام مشکلات برطرف می‌شود.
2ـ باید اندیشید که در موارد و اماکن استجابت دعا چه بخواهیم که جامع همه‌ی خوبی‌ها و خیرات باشد. بسیاری دعاها در نهایت، نجات شخص دعا کننده را به دنبال دارد و برای سایر مردم و از جمله حضرت حجت ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ سودی ندارد و مشکل او را حل نمی‌کند. در حالی که جلب منفعت برای خود با احادیثی که می‌گوید «مؤمن نیست مگر این که جان مرا از جان خودش بیشتر دوست بدارد و اهل‌بیت مرا از خانواده خود بیشتر دوست بدارد» و با «آیه‌ی مودّت»
[1] که مزد رسالت است سازگاری ندارد.


مودّت فراتر از محبت است چون ممکن است پدری فرزندش را خیلی دوست داشته باشد ولی در اثر اختلاف با او قهر باشد، اما با پیامبر و اهل‌بیت، نمی شود قهر کرد، ممکن است کسی را دوست بدارد ولی کمکی به او نکند اما مؤدت ابراز حبّ با دست و زبان و سایر اعضاء است.
پس دعایی بکنیم که فایده آن خوشحالی پیامبر و خاندان او باشد و خاصه قلب امام زمان را شاد کند و نیز ثمره‌اش برای همه ی انسان‌ها از مرده و زنده باشد و بالأخره جامع همه‌ی خوبی‌ها باشد و آن دعا برای فرج قائم آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ است.
3ـ باید حضرت بقیه الله را برای خودش بخواهیم نه این که واسطه حل مشکلات خودمان. جمکران را به نیت دعا برای تعجیل فرجش برویم نه برای رفع مشکلات خودمان.
در مکاشفه‌ای، امام عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ در حرم امام حسین ـ علیه السّلام ـ به مرحوم آیت الله بهبهانی ـ رحمه الله علیه ـ فرمود ببین اینجا که دعا مستجاب است کسی به یاد ما نیست ایشان شنید که همه برای مشکلات خودشان دعا می‌کنند).


4ـ در حدیث است که «اکثروا الدعا بتعجیل الفرج فان فی ذلک فرجکم»
[2] یعنی برای تعجیل فرج، بسیار دعا کنید به راستی که فرج شما در آن است.
این حدیث مهدوی دو نکته دارد:
یک) دعا برای فرج او، فرج ما را هم می‌رساند یعنی با آمدن آن «ماء معین»
[3] همه تشنه‌های عالم سیراب می‌شوند و مشکلاتی که داریم حل می‌شود.
دو) شاید این نکته هم استفاده شود که وقتی کسی برای حضرت دعا کند، آن حضرت هم برای مشکلات دعا کننده دعا می‌کند و چه خوب است که انسان مشمول دعای او که دعایش مستجاب است و کلید همه گنج‌های دنیا و آخرت در دست اوست بشود.
مرحوم اصفهانی در مکیال المکارم نقل کرده که امام عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ در عالم خواب به یکی از دوستان ایشان فرموده: هر کس مصیبت جد شهیدم را یاد کند و سپس برای تعجیل فرج و تأیید من دعا کند من هم برای او دعا می‌کنم.
زمان اجابت دعا


عن الصادق ـ علیه السّلام ـ: اغتمنوا الدعاء عند خمسه مواطن: 1ـ عند قراءه القرآن 2ـ و عند الاذان 3ـ و عند نزول الغیث 4ـ و عند التقاء الصفّین للشهاده 5ـ و عند دعوه المظلوم فانها لیس لها حجاب دون العرش.
پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمودند: الدعاء بین الاذان و الاقامه لا تردّ.
و در روایات دیگر: عند طلوع الفجر ـ فی اثر المکتوبه (بعد از نماز واجب)
اذا اقشعر جلدک و دمعت عیناک و وجل قلبک فدونک دونک فقد قصد قصدک: یعنی وقتی پوست بدنت لرزید و اشکت جاری شد و قلبت خاشع شد پس آن لحظه را غنیمت شمار که مقصود تو فراهم شده است.
مکان اجابت دعا
عن النبی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ... مکان‌هایی است که دعا در آنها به اجابت می‌رسد از جمله مکّه ـ عند الحجر الاسود، بین المقام و الباب، علی الصفا و المروه، تحت قبه الحسین ـ علیه السّلام ـ .
حالات اجابت دعا
دعای مریض ـ دعای پدر برای فرزند ـ دعای مسافری که در معصیت نباشد تا برگردد دعای برادر برای برادرش در غیاب و ـ الدعا مع رفع الیدین ـ فی السجود ـ فی لیله القدر، بعد از دعا برای چهل مؤمن.


موارد فوق عمدتاً از عده الداعی / 56 ـ 57 و بحار، ج90، ص343 نقل شده‌اند.
به چند روایت که مناسب بحث است اشاره می‌شود:
عن علی بن موسی الرضا ـ علیه السّلام ـ علیکم بسلاح الأنبیاء « قیل و ما سلاح الأنبیاء؟ » قال الدّعاء!
[4]
عن امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ نعم السلاح الدّعاء (غرر الحکم)
عن الصادق ـ علیه السّلام ـ انّ الدّعا انفذ من سلاح الحدید
[5]
عن الباقر ـ علیه السّلام ـ لا تُحقِّروا صغیراً من حوائجکم فانّ احبّ المؤمنین الی الله أسئَلُهم.
[6]
قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ


لِیسأل اَحدُکم رَبَّه حاجته کلّها حتی یَسأله شِسَعُ نعله اِذا انقطع.
[7]
سئل ابو جعفر ـ علیه السّلام ـ ... انّ کثره القراءه افضل او کثره الدعاء؟ قال ـ علیه السّلام ـ الدّعاء اَما تسمع لقوله تعالی: (قل ما یعبؤ بکم ربّی لولا دعائکم)
[8]
قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ الدّعا مخّ العباده و لا یهلک مع الدّعاء احدٌ.
قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ یدخل الجنه رجلان کانا یعملان عملاً واحداً فیری احدهما صاحبه فوقه فیقول: یا ربّ بما أعطیته و کان عملنا واحداً؟
فیقول الله تبارک و تعالی: سألنی و لم تسألنی.
[9]
عن الصادق ـ علیه السّلام ـ : کان امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ رجلٌ دعّاء.
قال امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ اعلم الناس بالله سبحانه اکثرهم له مسأله.
قال الله تعالی لموسی ـ علیه السّلام ـ یا موسی سلنی کل ما تحتاج الیه حتّی علف شاتک و ملح عجینک.
عن زین العابدین ـ علیه السّلام ـ الدّعاء یدفع البلاء النازل و ما لم ینزل.
[10]

[1] . (قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودّه فی القربی) شوری/23.
[2] . بحار، ج53، ص181.
[3] . (قل ارءیتم ان أصبح ماؤکم غوراً فمن یأتیکم بماء معین) ملک / 30؛ این آیه به حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ تأویل شده است.
[4] . کافی، ج2، ص468؛ بحار، ج91، باب دعا.
[5] . همان.
[6] . همان.
[7] . بحار، ج91، ص90.
[8] . همان.
[9] . همان.
[10] . کافی، ج2، ص469.


 


 
آگاهی برخی از شیعیان از تولد حضرت
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۳٠   کلمات کلیدی: مقالات « امام زمان علیه السلام » ،« امام زمان علیه السلام »

 

البته چنین نبود که کسی از تولد آخرین حجت خدا آگاهی نداشته و یا پس از تولد، آن حضرت را ندیده باشد. برخی از شیعیان مورد اعتماد و عده‌ای از وکلای امام عسکری ـ علیه السلام ـ و کسانی که در خانه امام مشغول خدمت بودند از این امر با خبر بودند. شیخ مفید از تعدادی از اصحاب، خادمان و یاران نزدیک امام عسکری ـ علیه السلام ـ روایت کرده که آنان موفق به دیدار امام زمان ـ علیه السلام ـ شده‌اند. محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر، حکیمه خاتون دختر امام جواد ـ علیه السلام ـ ، ابوعلی بن مطهر، عمرو اهوازی و ابونصر طریف خدمتگزار خانه امام، از آن جمله بودند.[1]بدین ترتیب امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ فرزند خود را به برخی نشان داد و ایشان را جانشین خویش معرفی کرد. شیخ کلینی از ضوء بن علی عِجًلی روایت کرده که مردی ایرانی از اهالی فارس به او گفته بود: به منظور خدمت در منزل امام عسکری ـ علیه السلام ـ به سامرا رفتم و امام مرا به عنوان مسئول خرید خانه پذیرفت. وی می‌گوید: روزی حضرت عسکری ـ علیه السلام ـ فرزند خود را به من نشان داد و فرمود: «هذا صاحبکم»؛ وی اظهار می‌کند که پس از آن نیز تا رحلت امام آن کودک را ندیده است. او می‌افزاید: در زمانی که وی آن حضرت را دید، حدود دو سال سن داشته است.[2]
شاید پر اهمیت‌ترین دیدار اصحاب امام عسکری ـ علیه السلام ـ از حضرت بقیه الله ـ علیه السلام ـ زمانی بود که محمدبن عثمان عمری از وکلای خاص امام زمان ـ علیه السلام ـ همراه با چهل نفر دیگر در خدمت امام بودند. آن حضرت فرزند خود را به آنان نشان داد و فرمود:

 

هذا إمامکم من بعدی و خلیفتی علیکم، أطیعوه ولا تتفرقوا من بعدی فی أدیانکم لتهلکوا، أما انکم لاترونه بعد یومکم هذا. این امام شما پس از من و جانشین من در میان شماست. از او فرمان برید و پس از من در دین خود اختلاف نکنید که در این صورت هلاک می‌شوید و پس از این هرگز او را نخواهید دید. در ادامه این روایت آمده است که: چند روز پس از آن، امام عسکری ـ علیه السلام ـ رحلت کرد.[3] همین روایت را شیخ طوسی نیز نقل کرده و برخی رجال شیعه را که در این جمع چهل نفری حضور داشتند، نام برده که از آن جمله: علی بن بلال، احمد بن هلال، محمدبن معاویه بن حکیم و حسن بن ایوب بن نوح بوده‌اند.[4] نام بردن از آن حضرت در آن دوران ممنوع بود و امام عسکری ـ علیه السلام ـ تأکید داشتند که تنها با عنوان الحجه من آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ از ایشان نام برند.[5] 


[1] . الارشاد، ص 350ـ 351 و نک؛ ینابیع المودّه، ص 461.
[2] . الکافی، ج 1، ص 514.
[3] . منتخب الاثر، ص 355 از کمال الدین، و نک: ینابیع المودّه، ص 460؛ الغیبه، طوسی، ص 217.
[4] . منتخب الاثر، ص 355.
[5] . کشف الغمه، ج 2، ص 449.

رسول جعفریان ـ حیات فکری و سیاسی امامان شیعه (ع)، ص570


 
خورشید جهان
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢۸   کلمات کلیدی: اشعار « امام زمان علیه السلام » ،تصاویر و پوستر زیبا

         

 

 

 لاف کم زن که نبیند رخ خورشید جهان


چشم خفاش که ازدیدن نوری کوراست


یا رب این پرده ی پندار که در دیده ماست


باز کن تا که ببینم همه عالم نور است



امام خمینی (ره)

 


 
ای امام زمان
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢۸   کلمات کلیدی: اشعار « امام زمان علیه السلام » ،« امام زمان علیه السلام »

کاش که از کوچه ما بگذری

حال مرا زاین غم خود بنگری

بنگری از عشق تو من سوختم

دیده خود را به رهت دوختم

کاش که همراه سکوتت شوم

همسفر ذکر وقنوتت شوم

کاش که دردم همه عشق تو بود

حاصل عمرم همه مشق تو بود

کاش که دیوانگی از سر کنم

خادمی نوگل اطهر کنم

ای به فدای تو امام زمان

از چه زچشم همه گشتی نهان

قلب جهانی همه بی تاب توست

جیره خور برکت مهتاب توست


 
← صفحه بعد